-- ويرانه نه آنست كه فرهاد فرو ريخت ...
ويرانه دل ماست كه با هر نگه تو صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت .
-- هرگز حسرتي در هيچ کجاي دنيا اين چنين يکجا جمع نمي شود که در همين سه واژه کوتاه :
"او دوستم ندارد ... "
-- فراموش كن چيزي را كه نمي تواني به دست بياوري و به دست بياور چيزي را كه نمي تواني فراموش كني
يكي از دوستان ! كه يك كمي بيشتر از يه دوست ، دوستش دارم و هميشه با من كل كل مي كنه از تفاوت بين USB و Com گرفته تا فرق بين Dialup و ADSL و شباهتHyper Treat و Cool&Quit با هم بحث مي كنيم .توي يكي از كامنتها به من متعرض شده كه چرا در مورد برخورد پليس (مخصوصا پليس وظيف شناس تهران بزرگ ) بزرگنمايي مي كنم؟! دوست من اگه بيان واقعتها بزرگنماييه؟پس لطف كن و قبول كن كه من از بزرگ نمايي خوشم مياد .
من سال 78 كه تازه اين الگانس ها و باراباسها وارد يگان پليس شدن، به چشم خودم ديدم كه يه پليس گردن كلفت كه به ايراني بودنش مشكوكم ( به خاطر رنگ پوست و هيكل عجيب و غريبش كه يك كلمه هم حرف نزد)يه جوون 21-20 ساله رو گرفت به باد كتك چون صداي پخش ماشينش بلند بود .به جون خودم هر كي از اونجا رد مي شد يه داد سر پليسه مي زد كه بابا اگه جرمي مرتكب شده دستگيرش كن چرا مي زنيش؟ و اگه زودتر از اونجا نمي رفت ، مردم بهش حمله مي كردن ..
2هفته قبل توي پارك (بوستان) نزديك خونمون با مادرم داشتم حرف مي زدم كه يه آقاي نسبتا محترمي اومد و گير داد وبماند ... من به اون گفتم: "داداش من! تو از روي بيكاري مياي به مردم گير مي دي!!! مي خواي مكاني رو بهت نشون بدم كه يه عده بي سرو پا هر شب اونجا شرب خمر مي كنن و عربده مي كشن و هيچ كي جرات نمي كنه به پليس اطلاع بده؟! جراتش رو داري بري اونجا اونها رو ارشاد كني؟ "حالا كه من كوتاه اومده بودم و عذر خواهي يارو رو قبول كردم مامانم ول كن نبود ! واقعا يه مادر و پسر توي اين مملكت نمي تونن توي پارك بشينن و با هم صحبت كنن ؟
كلي ما رو سین جيم كردو سوالاتي رو از من پرسيد و وقتي من رفتم توي ماشين كارت شناسايي واسه آقا ببرم همونا رو از مادرم پرسيد ببينه راست مي گيم يا نه؟ جل الخالق 9 تا ناو نظامي آمريكا از تنگه هرمز با 17000 نيرو مي گذره شست آقايون 10 ساعت بعد خبر دار مي شه ، توي تلويزيون و رسانه هاي دولتي كه چيزي ازش نگفتن فقط فارس نيوز و بازتاب يه چيزايي نوشتن . اون وقت پليس ارشاد راه ميندازن تا به جون خودي ها بيفته ؟!![]()
آقاي پليس ! هم وطن عاقل من ! 9 تا ارازل و اوباش آمريكايي از حياط پشتيمون پريدن تو ي خونه ، شما نفهميدي ؟! حالا برو به مادر و خواهر مردم گير بده ايشالله كه مقدمات ظهور آقا فراهم مي شه و درخت اسلام آبياري ...
موسسه انصار توي يكي از شهرهاي اين كشور اسلامي به اسم اسلام و قرآن وام مي ده به مردم 17 درصد تا برن كامپيوتر بخرن و آپديت بشن و داد مي زنه " بوق بوق حرف آقاي پرزيدنت شكره بايد اجابت بشه هم بايد جنبش نرم افزاري داشته باشيم هم جنبش بمب افزاري از طرفي سهام عدالت بدهيم (راستي سهام عدالت طبق آخرين اخبار اگه دفعه دوم هم به دكتر راي بدين براتون پست مي شه )" بعد كه اون اشخاص وام رو مي برن و كامپيوتر خريد مي كنن . موسسه از اون شركت 4 درصد پورسانت مي گيره؟ 17+4 مي شه چند جيگر؟ 20 يا 22؟ بارك الله بابا!!! هيچ كدوم !!! مي شه 21 درصد . جالب اينجاست كه اين پول اصلا از صندوق بيرون نمياد . يعني شما يه نامه مي بري از شركت ، مي دي به موسسه ، موسسه يه نامه بهت مي ده مي بري شركت و كامپيوتر مي خري . من كه ذوق زده شدم از اين همه خلاقيت بي خود نيست انگليسيها به ما مي گن دزدان هوشمند "" Intello thief. دوست معقول من قبول كن مشكل مملكت ما موي سر پسرا و پوشش خانومها نيست ! مشكل مملكت من شهرام جزايري ها و سعيد اسلامي ها هستن كه دارن خون ملت رو مي مكند و راحت هم فرار مي كنن و آخرش ملت نمي فهمه قتلهاي زنجيره اي چي شد؟ منوچهر محمدي به كجا وابسته بود؟ شهرام جزايري رو كي فراري داد؟ باتبي توي زندان چي كار مي كنه ؟ آغاجري واسه چي محكوم به اعدام شد و واسه چي تبرئه شد ؟ باباي ما واسه چي 11 سال تبعيد شد؟ كجايي آقا محسنم؟ . يادته سال 84 بعد از اون خطابه معروف آقاي دكتر ( آخرين خطبه که توش با یه قیافه حیوونکی فرمودن آیا واقعا مشکل ما این است؟!!!) همين حرفهاي قشنگ از دهان مباركش دراومد تو چقدر مانور مي دادي؟ چي شده ؟ حالا مي گي حق با اوناست؟فردا اگه تانك و مسلسل هم بيارن و بريزن توي خيابون به مردم اتهام تكفير ببندن ، شما باز نظرت عوض مي شه و توي خط مقدم جبهه پيشاني بند يالثارات الحسين مي بندي آره؟
بعدشم!!! خود شما مي ري از يه بلاگ درپيت كه تموم كامنتهاي منو سانسور مي كنه (سانسور كه نه ! حذفشون مي كنه ) يه مطلب مي نويسي در مورد هتك حرمت به يك خواهر محجبه دانشگاه تهران توسط يك استاد!!!!! كه معلوم نيست خبرش رو از كجا در اورده و اونوقت تو از من ايراد مي گيري كه چرا مشاهداتم رو مي نويسم؟ اميدوارم اين دفعه يك كمي عميق تر به قضايا نگاه كنيم و اين بار نپرسي كه پليس ارشاد چه ربطي به تنگه هرمز و عبور 17000 نيروي نظامي آمريكا داره؟!
اون خبرگذاري كه من ازش خبر كذب!!! گرفتم، نظر دادن توش آزاده . اون خبر گذاري كه شما ازش مطلب راست در آوردي چه طور؟
البته خوب كه فكر مي كنم مي بينم حق با شماهاست ، يه روز توي لشگر يه بنده خدايي رو دعوت كردن ما رو هدايت كنه ! نوبت به طرح پرسش رسيد يكي كتبا پرسيده بود آقا شما اگه راست مي گين و حق با ماست توي قضيه انرژي هسته اي، اين همه سانسور ماله چيه؟
اون بنده خدا نگاه عاقل اندر سفيهي به جمع افسراي وظيفه انداخت و فرمود : " دوستان من اينها كه اسمش سانسور نيست دشمنان انقلاب اين حرفها رو توي دهن عوام مي اندازن شما كه با سواد و آگاهين چرا اين حرف رو مي زنين؟!بعضي وقتها مسئولين ( كه از ما مردم بيشتر مي فهمند!!!!) با خودشون و همسرشون مشورت مي كنن و به اين نتيجه مي رسن كه دونستن فلان موضوع يا شفاف سازي فلان مطلب به صلاح مردم و دين و قرآن نيست. به اينكه نمي گن سانسور!!!! به اين مي گن مصلحت انديشي . "
دوست من! مي دوني اون لحظه از چي ترسيدم ؟ از اينكه ما در حال ساخت بمب هسته اي باشيم و از ما بهتران به خاطر مصلحت ما به ما دروغ بگن و يه روز بفهميم كه ديگه ... البته اون موقع ما افراد جان بركف زيادي داريم كه مثل حاج مجيد سوزوكي روي مين مي رن و معبر باز مي كنن، فقط مشكل اينه كه در ۲۰۰۷ ميلادي از مين هاي ۱۹۷۹ خبري نيست . جنگ ليزر و الكترونيك ... من نمي گم ما بترسيم اما چرا تحريك ؟ ما از ۸ سال جنگ چي به دست اورديم جز يه دريا شهيد ؟ و يه دنيا ويراني؟
راستي به دزفول شما هم خوب مي رسنا كلك!![]()
يا حق ...
مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود كه ميتپيد و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. آن زمانی که خرمشهر به اشغال متجاوزان درآمد و مردم مجبور شدند به سوي شط خرمشهر كوچ كنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهايي بود كه جز در پازپسگيري شهر برآورده نميشد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود. رزمندگانمان در غربت جنگيدند و با مظلوميت به شهادت رسيدند و پيكرهاشان زير تانكهاي شيطان تكه تكه شد.
با آغاز عمليات بيتالمقدس، راديوي رژيم بعثي، ميكوشيد با تبليغات كاذب خود، حضور نيروهاي عراق را در خرمشهر کسترده اعلام کند تا با این ترفند باعث تضعیف روحیه رزمندگان اسلام شود، ولي از آنجا كه "فتح و پيروزي جز در سايه اتكا به خداوند متعال و طلب ياري او ميسر نميشود با همت و رشادت رزمندگان اسلام و امدادهاي غيبي، خرمشهر آزاد شد و نيروهاي دلاور ايران توانستند پس از 48 ساعت از شروع محاصره تا فتح كامل شهر، اذان ظهر سوم خرداد 61 را در مسجد جامع خرمشهر سر دهند و اینگونه بود که با به شهادت رسیدن پاکترین انسانها شهر خرمشهر (خونین شهر) آزاد شدویاد وخاطره آن شهیدان ودلاوریهای آنها تا ابد جاودانه ماند.



ادامه مطلب
