هر ساله 14 فوريه روز ولن تاين ناميده مي شود ودر آن روز دوستداران براي اثبات عشق و دوستي خود به يکديگر هديه هايي مثل شکلات وجواهراتي به شکل قلب و يا حتي نامه مي دهند.
در بعضي از کشورها مثل آمريکا بيشتر مردم در چنين روزي لباسهايي به رنگ قرمز به تن مي کنند.
اما ولنتاين چيست؟
در مورد ولن تاين چندين روايت وجود دارد که سه تا از آنها عبارتند از:
۱- در روم باستان هر ساله جشني برگزار مي شد که در اين روز نام تمام دختران آن شهر را بر روي تکه هاي کاغذي مي نوشتند و تمام اسمها را در ظرفي مي ريختند و هر پسر يکي از آن کاغذها را بر مي داشت که حاوي اسم يکي از دختران شهر بود (همان کاري که در ازدواج هاي دانشجوئي انجام مي شود!) و آن پسر و دختر براي يک سال با هم دوست مي شدند.
(البته کسي از تقلبهايي که در عهد باستان انجام مي شد خبر ندارد شايد در آن زمان نيز آقازاده هايي وجود داشتند که سعي مي کردند با تقلب و اعمال نفوذ در اين مراسم دخترهاي زيباتر را نصيب خود کنند.)
۲- در قرن سوم ميلادي حاکم روم براي اعزام مردان به جنگ مشکلي پيش روي خود ديد و آن اين بود که مردان دوست نداشتند به خاطر جنگ خانواده هاي خودرا ترک کنند.
حاکم براي از بين بردن اين مشکل حکمي داد مبني بر اين که هيچ کشيشي حق ندارد دختر و پسري را به عقد يکديگر در آورد.
در آن زمان کشيشي به نام سنت ولن تاين (st valentine) بود که به طور پنهاني دختران و پسران را به عقد همديگر مي آورد و زماني که حاکم متوجه اين نافرماني شد اين کشيش را به اعدام محکوم کرد که سرانجام سنت ولن تاين در 14 فوريه سال 269 ميلادي به دار آويختند!
۳- در روزگاري کشيشي به نام ولن تاين در زندان به سر مي برد که کشيش عاشق دختر زندانبان بود و نامه اي براي دختر مي نويسد که در آخر نامه نوشت:
((from your valentine))
و بعدها کشيش اعدام شد.

روی ادامه مطلب کلیک کنید...
ادامه مطلب
پسرك فقير از پدر پرسيد: بابا؟ ما كي راحت و آزاد ميشويم كه در رفاه و آرامش زندگي كنيم؟
پدر گفت: صبر داشته باش پسرم. بالاخره راحت و آزاد ميشويم و به رفاه و آسايش ميرسيم. بايد استبداد محمد عليشاه از بين برود.
مشروطه شد و استبداد از بين رفت و قانون مشروطه آمد. مدتي گذشت اما وضع همان بود. پسرك پيش پدر آمد و گفت:
- بابا؟ ما كي راحت و آزاد ميشويم كه در رفاه و آرامش زندگي كنيم؟
پدر گفت: صبر داشته باش پسرم. همهي اينها زير سر خاندان قاجار است كه وضعمان اينطوري است. بايد استبداد قجري از بين برود.
پس از كودتاي99 و بركناري احمدشاه، سلسله قجري منقرض شد و حكومتي ديگر آمد. اما وضع همان بود. پسرك پيش پدر آمد و پرسيد:
- بابا؟ ما كي راحت و آزاد ميشويم كه در رفاه و آرامش زندگي كنيم؟ ... روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
ساده بودم ساده ، ساده مثل کف دست
من نمی دانستم ساده بودن سخت است
مثل آیینه آب ، صاف و آسان بودم
دل و دستم یکرنگ ، مثل باران بودم
که به خاک افتادم ، دل بریدم ، رفتم ، به سفر تن دادم
خشکسالی در پشت، قطع سالی در پیش
به تو روی آوردم ، در گریزم از خویش
ساده بودم ، ساده ...

به تو دل خوش کردم ، به تو عاشق بودم
شدم آیینه تو ، صاف و صادق بودم
تو به من می گفتی ساده بودن زیباست
عشق آزاده نبود ، عاشقی ساده نبود
همسفر اهل سفر ، راهی جاده نبود
مثل خوابی کوتاه عشق هم آمد و رفت
به همان آسانی ، زخم سختی زد و رفت
قصه من این بود ، این سر آغازم شد
بعد از آن قصه ، عشق غم هم آوازم شد ...
ساده بودم ساده ، هستیم در کف دست
من نمی دانستم ، ساده بودن سخت است ...
besmee ta'ala
my name is mr ahmadi nejad , I am 40 o khoordei years old , I like ghoran , I am karate and very brucelee ! my joorab is dirty and danger ! I am interested holokast va energhiye hastei haghe mosalame mast , we have God and emam of time ! and bimeye abolfazl and rezazadeh , so if u don't listen to me u become soosk Do you underestand with happy language or I should send the basijis to you
این هم بدون شرح این تاپیک :

مهمان دوستي بوديم از آن اقشار آسيبپذير. البته به نظرم «آسيبپذير» از زاويه ديگري غلط و برعكس است و بايد گفت «آسيبنپذير». وقتي به چهرهي درمانده و زندگي آشفتهاش نگاه ميكنم ميبينم آخر كدام بدبختي مثل اين و بيشتر از اين آسيب ميپذيرد!؟ آسيبپذير يعني گردنكلفتي كه هر آسيبي به او وارد بيايد بپذيرد و باكيش نباشد. شايد «آسيبزده» (چيزي شبيه ملخزده!) وصف حال بهتري باشد. البته پيش از اين ميگفتند: مستضعفين. بعد ديدند كه اگر بگويند مستضعفين بايد به «و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين» عمل كنند و اين نميشود كه اين پاپتيها همينطور به خاطر يك آيه صاحبان و وارثان ارض شوند. بعد يواش يواش اين مستضعفين شد: محرومين. بعد همين محرومين كمكم شد اقشار كمدرآمد و آسيبپذير. به همين دليل در كل قضيه ماستمالي شد و شد اقشار مشمولالسوبسيد و آسيب پذير و زمينها هم به آقايان و مديران رسيد.
خلاصه مستضعفين، محرومين، اقشار آسيبپذير، مفلسين، فقرا، مساكين، مستمندان، بدبخت بيچارهها، گداگشنهها، پاپتيها، بيپولها، فلكزدهها و هر چه ناميده ميشود همهاش يكي است و اين لفاظي بروكراسي و سياست است كه با زدن سس مد روز اين واژههاي تلخ را قابل بر زبان آوردن ميكند. مگر خود سياست چيزي غير از بازي با كلمات است؟
به هر حال ما چند نفري مهمان اين دوست آسيبنپذير يا آسيبزدهمان بوديم و از همه چيز گفتيم تا رسيد به بحث آوردن پول سر سفرههاي نفت كه گفت: ما ديديم هر چي صبر كرديم پول نفت كه سر سفرهها نيومد. قيمت خواربار و نياز روزانه هم اينقد بالا رفته كه ما ديگه نميتونيم بخريم. به اميد پول نفت از اونم افتاديم. اينه كه گفتيم خودمون نفت رو بياريم كه مقرون به صرفهتره. به هر حال اگه باب ميل نبود ببخشيد.
شام آوردند. سفره را كه انداختند يك قابلمه بزرگ وسط سفره گذاشتند كه محتويات درون آن ميجوشيد و چيزي نبود به جز گازوئيل كه دانههاي نفتالين مثل نخود داخل آن ورجه وورجه ميكرد. به جاي سوپ از بنزين استفاده شده بود. دوست ميزبان كه در حال تريد آبگوشت نفتالين بود ميگفت سوپش خيلي خوشمزه است و به تقويت اكتانهاي بدن كمك ميكند و تازه سرعت و تحرك آدم را هم اضافه ميكند. بعد اظهار اميدواري هم كرد كه با سياستهاي خوب دولت در آينده بتوانند از بنزين هواپيما و سوپر استفاده كنند. زن صاحبخانه تعارف كرد كه چرا يك كاسه از آن بوراني نميكشيم كه با قير درست شده و براي معده خيلي مفيد است و بهتر از قرصهاي رانيتيدن و سايمتدين است كه امروزه هر كسي براي زخم معده در كيفش دارد.
يكي از دوستان كه غذا به او ساخته بود و مشغول آروغ زدن بود از دهانش مثل اژدها آتش بيرون ميزد و دوست صاحبخانهمان هر بار خطاب به او ميگفت: نوش! ديگري با ولع داشت بوراني قير ميخورد و گاهي با دهانش براي بچههاي صاحبخانه حباب درست ميكرد و آنها با خوشحالي ميخنديدند و كف ميزدند. يكي ديگر از سالادي كه با گريس درست شده بود تعريف ميكرد و صاحبخانه و زنش هم مرتب ميگفتند نوش جان، نوش جان. تو رو خدا تعارف نكنين از اون سيبزميني كه با بنزين بدون سرب سرخ شده ميل كنين. و دوست ديگر گفت: آره بچهها بخورين، ديگهم هوا رو آلوده نميكنين.
من هم به ديس بادمجان وسط سفره كه بادمجانها به طرز خوشرنگي سرخ شده بود چنگال انداختم. ديدم مزهي اين بادمجانها زير زبانم يك طوري است. از صاحبخانه پرسيدم: اينو با چي سرخ كردين؟ مزهش چقد «ايروني»ه؟ و گفت: روغن موتور! البته يه بار با روغن سوخته استفاده كرديم و مزهش خوب در نيومد. اين بار كه تشريف آوردين از واسكازين استفاده ميكنيم كه مزهش بهتره و اونم بستگي به سياستاي خوب دولت در اين مورد داره. و اشاره كرد كه آن كته هم با روغن موتور پالايشگاه كرمانشاهي پخته شده و بسيار خوشمزه است.
عجب سفرهي نفتي و شاهانه و پستمدرني بود! سفره را كه جمع كردند يكي از دوستان به دستشويي داخل حياط رفت. ديديم اول صداي انفجار خفيفي آمد و بعد داخل حياط با شعلههاي زرد و آبي گاز روشن شد و بعد از چند ثانيه خوابيد. مثل اين كه در خوردن زيادهروي كرده بود. بچههاي صاحبخانه در پستوي كوچك و تاريك خانه، غش غش ميخنديدند و ريسه ميرفتند.
باشول
دكتر محمود احمدينژاد، رئيسجمهور سهشنبه شب در گفتوگوي ويژه خبري كه در محل نهاد رياست جمهوري برگزار شده بود و از راديو ايران نيز به صورت مستقيم پخش ميشد، به پرسشهاي خبرنگاران اين برنامه در ارتباط با مسائل مختلف پاسخ گفت و در بين سخنان خود اخباري را نيز اعلام كرد.
به گزارش ايسنا، دكتر احمدينژاد در ابتدا با اشاره به فرارسيدن ايام سوگواري اباعبدالله الحسين (ع) به ويژگيهاي قيام امام حسين(ع) اشاره كرد و اظهار داشت: امام حسين (ع) الگوي فداكاري، محبت، ايثار و گذشت است و مكتب عاشورا براي تمام انسانها در طول تاريخ يك الگوست. حركت امام حسين (ع) يك مجموعه كامل براي همه انسانهاست. امام حسين (ع) نماد يك انسان متعالي و كامل است.
پيش از مقدمه رئيسجمهور، حيدري خبرنگار اين برنامه از وي درباره مبحث بودجه پرسيد و اظهار داشت: برخي در مورد بودجه و اتكاي آن به درآمدهاي نفتي مطالبي را مطرح ميكنند، از اين رو از شما ميخواهم در اين ارتباط توضيح دهيد؟

احمدينژاد با بيان اين كه ما در كشورمان يك چشمانداز داريم كه بر اساس اين چشمانداز بيست ساله بايد بعد از گذشت بيست سال به عنوان يك كشور نمونه در منطقه خود شناخته شويم، گفت: همچنين داراي يك قانون برنامه پنجساله هستيم كه بودجه سالانه را بر اساس آن و برنامه پنجساله را بر اساس چشمانداز بيست ساله تنظيم ميكنيم.
ادامه مطلب
اینجا از 7 نفر از مراجع درباره قمه زنی استفتا, شده .

4 تاشون راست و حسینی دراومدن که قباحت نداره* و غیر یکیشون بقیه اشاره داشتن که کاری زیبنده هست و پرثواب! بابا مقلدین عزیز بپرید وسط میدونا و با افتخار تیغ به سر و تنتون بکشید.
خوب! ما با این دسته مشکلی نداریم. اما نمی دونم چرا بعضی از این نشانه های باریتعالی همچینی یه ذره خجالتی تشریف دارن!!! ![]()
یکی فرموده: «در صورتیکه موجب هلاکت و یا ضرری که قابل تحمل نباشد از آن منع نگردیده»! دقت بفرمایید به فعل «منع نکردن»! یعنی اصل بر قمه زنیه به شرطی که عزادارای خوبی باشید و به همون آش و لاش کردن خودتون کفایت کنید! ![]()
یه حضرته دیگه احتمالا پس از ساعتها اندیشیدن اینو گفته: «در صورت عدم ضرر اشکالی ندارد»! من دو احتمال میدهم: یا در نظر اون جناب ضرر در همون مایه های نفله شدن معنی میده! یا شاید هم اشتباه به گوششون رسوندن و ایشون جای قمه زنی، پیرامون ازاله کردن موی سر بوسیله قمه فتوا دادن! آخری هم فرموده طوری بزنید که مادام العمر زمینگیر نشید، بالاخره محرم دیگه و قمه زنی دیگه ای هم هست!

محمد صادق روحانی، لنگرودی، صادق شیرازی، میرزا جواد تبریزی ، ابطحی، بهجت، صافی گلپایگانی
برگرفته از اینترنت
شعار حسین قبل از شهادت :
هیهات من الذله
تفکر تفکر تفکر کنیم



شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب !
شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگه رو مي شناسند !
شهر هرت جايي است که همه بدََن مگر اينکه خلافش ثابت بشه !
شهر هرت جايي است که دوستت بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه: دوباره لاف زدي؟؟
شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند !
شهر هرت جايي است که درختان علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشين ها راحت تر برانند !
شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند !
شهر هرت جايي است که شوهرها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند !
شهر هرت جايي است که همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر !
شهر هرت جايي است که براي مريض شدن و پيش دکتر رفتن حتماْ بايد پارتي داشت !
شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده چند چادر برپا کرد !
شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند !
ادامه مطلب
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد و آخر تابع له علی ذلک
اللهم العن العصابه التی جاهدت الحسین
و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله اللهم العنهم جمیعا...

راستش دست و دلم به نوشتن نمی ره ... اولین سالیه که محرم رو توی یه شهر شیعه نشین سر می کنم اون هم قم !
سالها توی غربت حتی جرات نداشتیم روی شیشه ماشین بنویسیم :
یا ابالفضل !
یا زینب !
چون اون وحوش شیشه ماشینو استاد می کردن یا خود ماشین رو خط خطی می کردن . شیعه و این همه غریبی ؟!! تا کی ؟!
التماس دعا

السلام علیک یا ابا عبدالله
و علی علی ابن الحسین
و علی اولاد الحسین
و علی اصحاب الحسین
و علی الارواح التی حلت بفنائک

السلام عليک يا اباعبدالله ...
السلام عليک يا ابن رسول الله،
السلام عليک يا ابن امير المؤمنين و ابن سيد الوصيين،
السلام عليک يا ابن فاطمه سيده نساء العالمين،
السلام عليک يا ثاره الله و ابن ثاره و الوتر الموتور،
السلام عليک و علی الارواح التی حلت بفنائک، عليکم منی جميعا سلام الله ابدا ما بقيت و بقی اليل و نهار
ادامه مطلب

