تبليغاتX
آمل تک (AmolTek)
الملک یبقی مع الکفر! ولا یبقی مع الظلم ... شاید این جمعه بیاید شاید ...
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

جالبه ...

پارسال این موقع توی چه وضعیتی بودیم و الان؟!!!

نمی دونم چی بگم؟ و از کجا شروع کنم؟از انرژی هسته ای حرف بزنم یا عشق ؟ از شبکه های ان جی ان مخابراتی بنویسم یا از آخرین آلبوم محسن چاووشی تعریف  کنم!؟ از سیستم الکترونیکی ترمز ای بی اس بگم یا از عشقم که تنهام گذاشته ؟ پارسال مرداد ماه که سایت آمل تک رو تک و تنها راه انداختم یکی از دوستان عزیز ( آقا محسن ) به تعداد بازدیدهای سایت آمل تک گیر می داد که چرا اینقد کمه ؟ یادمه روزهای اول وقتی 3نفر از سایت دیدن می کردن کلی حال می کردم، مخصوصا وقتی از امریکا و ... بودن . یادمه با محسن همیشه قبطه (قبطه با کدوم ق ؟ غ یا ق ؟ ) می خوردیم که آخه چرا فلان سایت پخش موسیقی (پخش هم نه معرفی موسیقی ) یا فلان سایت شعرهای عاشقانه ، اینقدر بازدید داره اما ما ؟ یادمه همیشه به محسن می گفتم هر بازدید از سایت من 10 تا می ارزه ، آخه هر کسی از مطالب سایت آمل تک سر در نمیاره بلکه یه عده آدمهای خاص تحصیلکرده یا متخصص ازش دیدن می کنن محسن از من با تجربه تر بود ... بعدا که یواش یواش از شور اولیه ام برای نوشتن کم شد ، بهم می گفت دیدی ؟!...

حق با محسن بود اینقدر از مطالب سایت بدون اجازه ما استفاده شد که دیگه ترجیح دادیم به جای ترجمه و نوشتن مقالات ما هم چند تا مقاله رو از این ور و اونور کش بریم و بدیم به خورد ملت ... هرچند که الان نزدیک به 1500 لینک از سایت ما توی موتورهای جستجو ثبت شده و امتیاز سایتمون هم توی گوگل 3 از 10 اما بازم کافی نیست ...

اصلا دل و دماغ نوشتن ندارم به علی .

دیروز از دانشگاه شیراز هم انصراف دادم و ترجیح دادم مثل بچه آدم ، سربازیم رو تموم کنم و برگردم مازندران برگردم اونجا که شبهاش بوی تو داره تو هواش . یه انباری اجاره کنم و بشینم فکر کنم به آفرینش انسان ، به سیستمهای اطفای حریق ، به عشق ، به اینکه انرژی هسته ای حق مسلم ماست ، به اینکه مازندران چه زیباست ، به دخترخالم ، به اینکه پدر و مادرها خیر ما رو می خوان یا نه ؟ به اینکه یه زندگی یه پیوند از نوع کووالانس چطوری ظرف مدت 2 هفته از هم می پاشه و مثل فرایند شکافت هسته ای  دنیای درونم رو زیر و رو می کنه . به اینکه چرا می گن اسب نجیبه چرا می گن دخترا مثل گربه و پسرا  مثل سگ هستن ؟

اگه چیزی از حرفام نفهمیدین ، اشکال از شماها نیست ، من قاط زدم . ظاهر سایت آمل تک دات کام رو دارم تغییر می دم ، خوشحال می شم اگه از علاقه هاتون بگین به جون شما اگه بگین در سایتو تخته کنیم و سایت شعر و داستان راه بندازیم همین کار رو می کنیم.

 " گفتی که رسوا شو ، شدم ...     بر قامتم تا شو ، شدم ...

   من با تو همی گویم کز عشق بلا خیزد     هان ای دل دیوانه ! هشیار شدی یا نه ؟ "

نوشته شده توسط خودم در ساعت 10:25 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

با سلام مجدد خدمت همه دوستان

از اینکه یه مدتیه چیزی نمی نویسم حسابی ازتون معذرت می خوام اما خوب منم واسه خودم مشکلاتی دارم دیگه ، شاید سایت آمل تک تا یه ماه دیگه با ظاهری جدیدتر و شسته رفته ، بارگزاری بشه شاید هم نه .

این دفعه خواستم به بهونه ساعت رسمی کشور و عدم تغییرش در سال جدید، مطلب بنویسم .

نمی دونم این دیگه چه صیغه ایه اول فکر می کردم که به خاطر اینکه آمریکایی ها هم ساعتشون رو توی ژانویه جلو می کشن و ما نمی خوایم تهاجم فرهنگی گریبانمون رو بگیره تن به این قضیه دادیم ، بعد شنیدم که به خاطر صرفه جویی توی مصرف برق ساعت رو جابه جا نکردن !!! ( واعجبا! ) توی دهات ما وقتی که لامپ روشن می کنیم به ساعتمون نگاه نمی کنیم بلکه هر وقت هوا تاریک شد برق رو روشن می کنیم شما چطور؟

جالبتر از همه اینها اینه که ساعت کار نیروهای نظامی و انتظامی و مدارس و کارمندهای بعضی سازمانها تغییر کرد و نیم ساعت تا یک ساعت عقب کشیدن . حالا این فرقش چیه خدا می دونه فقط همه رو سرگردون کرده کامپیوتر ما هم که غربزده است متاسفانه هر بار که به اینترنت وصل می شیم ساعت رو یه ساعت می کشه جلو و حال ما رو می گیره ... اینها همش نشانه بی برنامگی سیستم کشوره . بزام دعا کنید که مشکلم حل بشه و دوباره دل و دماغ نوشتن پیدا کنم یا حق...

حالا اگه گفتین اول مرغ بوده یا تخم مرغ ؟

نوشته شده توسط خودم در ساعت 20:54 | لینک  |