یکشنبه چهاردهم تیر 1388
با توجه به اینکه در نهایت مسرت و خوشحالی و شعف تلویزیون جمهوری اسلامی در یک برنامه ی ویژوال که مثل مدرک کردان کاملاً واقعی بود اقدام به کشف راز قتل ندا آقا سلطان نموده و طی مصاحبه ای با پدر ندا که کاملاً معلوم بود تحت فشار هیچ کسی از هیچ جائی مقابل دوربین قرار گرفته است به نحو مطلوبی از طریق پزشکی قانونی ثابت کرد که نیروهای مسلح اسلحه کالیبر 6 ندارند در اینجا محض روشن نمودن اذهان عمومی که الآن خاموش است با خود مرحوم ندا مصاحبه ای ترتیب دادیم که برای اولین بار بعد از ظهور اسلام در زیر می آید :
ما : لطفاً بفرمائید که اصولاً شما چطوری خودت افتادی مردی ؟
ندا : من داشتم راه میرفتم که ناگهان متوجه شدم کشته شده ام . بلند شدم یک کمی دنبال قاتل دویدم ولی آن مزدور با یک هواپیمای امریکائی که اسرائیل برای کشتن من به یک بی ناموس داده بود پرواز کرد در رفت . بنده البته مرده بودم ولی از یک برادر بسیجی سلحشور که بطور کاملاً اتفاقی داشت از آنجا رد میشد و اسلحه اش هم هر چی بود کالیبر 6 نبود پرسیدم ببخشید بی زحمت من الآن یک کمی تیر خورده ام شما خوبی انشالله ؟ ایشان در کمال شفقت اسلامی منرا برد پزشکی قانونی و آنها با کمال ناراحتی از پدر من خواستند که منرا بی سر و صدا همین فردا خاک کنند وگرنه خشتکش را درمی آورند !

ما : بطورکلی انگیزه شما از این اقدام ناجوانمردانه که تیر خوردی چی بود ؟
ندا : بنده البته اولش رفته بودم که فقط چماق بخورم ولی چون نیروهای انتظامی اسلحه کالیبر 6 ندارند تصمیم گرفتم تیر بخورم . رفتم با پدرم مشورت کردم گفت تو دیگر بزرگ شده ای هر جور خودت حال میکنی همان کار را بکن . بعد رفتم در یک کوچه ای که غیر از من و خدا هیچکس نبود تیر خوردم که پدرم و یک آدم خیکی همانجور که در فیلم دیدید شاهدند . در آن کوچه واقعاً هیچکس نبود و من اولش ترسیدم که تک و تنها تیر بخورم . بعد یک آقائی آمد گفت اگر اینجا تیر بخوری من از تو فیلم میگیرم و چون من از بچگی خیلی عاشق آرتیست بازی بودم جلوی دوربین تیر خوردم . واقعاً هنوز معلوم نیست در کوچه ای که هیچکس نبود اسلحه کالیبر 6 چیکار میکرد . این موضوع خیلی هم باعث سرگردانی پزشکی قانونی شد ولی چون با تشریح دمپائی من معلوم شد که از پشت تیر خورده ام احتمالاً کار جن و پری بوده باشد !
ما : چه پیامی برای کسانی که هنوز تیر نخورده اند ولی دلشان میخواهد بمیرند داری ؟
ندا : پیام من اینست که نیروهای مسلح اسلحه کالیبر 6 ندارند و چون فقط نیروهای مسلح را برای ضد شورش می آورند لذا علاقمندان به تیر خوردن در کوچه بن بست که هیچکی هم نیست لطفاً فقط با کالیبر 8 به بالا تیر بخورند که پزشکی قانونی هم تائید بکند . دقت کنید جاهائیکه ما تیر میخوریم هیچکس نیست و تظاهرات هم سه تا محل بالاتر انجام میشود لذا ما باید جوری تیر بخوریم که بعداً بابایمان بتواند برای صدا سیما توضیح بدهد و بینندگان عزیز هم شاخ درنیاورند . لطفاً در تشییع جنازه ی ما کالیبر شیشی ها هم شرکت نکنید چون آنوقت بجای اسلحه کالیبر دار با خمپاره به آدم تیر میزنند و چون نیروهای مسلح برای ضد شورش با خودشان خمپاره نمی آورند لذا آخرش می افتد گردن همان اجنه ای که به من تیر زدند !
روحت شاد ندای ایران و شهدای راه جمهوریت

لینک های مرتبط:
ندا آقا سلطان
تلویزیون و ادامه روند تخریبی علیه مردمی که تنها حق خود را می خواهند
نوشته شده توسط خودم در ساعت 1:9 |
لینک
|
جمعه دوازدهم تیر 1388
به دستخط ها توجه کنید : دستخطها یکی هستند

تعرفه های رای صاف و تا نشده ، همانند اسکناس سال نو !!!!


صندوق شورای شهر در بازشمارشی انتخابات ریاست جمهوری چه می کند؟

شورای محترم نگهبان !!! نوشتیم میرحسین خواندید احمدی نژاد اما ...
کاش شعورمان را به سخره نمی گرفتید
نوشته شده توسط خودم در ساعت 5:11 |
لینک
|
پنجشنبه یازدهم تیر 1388
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
همان یک لحظه اول،
که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان،
جهان را با همه زیبایی و زشتی،
به روی یکدگر، ویرانه می کردم.
***************
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
که در همسایه ی صدها گرسنه، چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم،
نخستین نعره مستانه را خاموش آن دم،
بر لب پیمانه می کردم.
***************
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
که می دیدم یکی عریان و لرزان، دیگری پوشیده از صد جامۀ رنگین
زمین و آسمان را
واژگون، مستانه می کردم.
***************
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
نه طاعت می پذیرفتم،
نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده،
پاره پاره در کف زاهد نمایان،
سبحۀ، صد دانه می کردم.
***************
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان،
هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو،
آواره و دیوانه می کردم.
***************
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان،
سراپای وجود بی وفا معشوق را،
پروانه می کردم.
***************
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
به عرش کبریایی، با همه صبر خدایی،
تا که می دیدم عزیز نابجایی، ناز بر یک ناروا گردیده خواری می فروشد،
گردش این چرخ را
وارونه، بی صبرانه می کردم.
***************
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم
که می دیدم مشوش عارف و عامی، ز برق فتنۀ این علم عالم سوز مردم کش،
به جز اندیشه عشق و وفا، معدوم هر فکری،
در این دنیای پر افسانه می کردم.
***************
عجب صبری خدا دارد!
چرا من جای او باشم؟
همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و
تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد!
و گر نه من به جای او چو بودم،
یک نفس کی عادلانه سازشی،
با جاهل و فرزانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد! عجب صبری خدا دارد!
شعر: رحیم معینی کرمانشاهی
****************************
ندای ایران و شهدای دیگر وطنم! روحتان شاد،یادتان گرامی
نوشته شده توسط خودم در ساعت 6:41 |
لینک
|
دوشنبه هشتم تیر 1388
مجمع روحانیون مبارز یکی از قدیمی ترین این تشکل ها در فهرستی است که وزارت کشور از بررسی پرونده آن خبر داده است.
این مجمع، در سال ۱۳۶۶ و در آستانه انتخابات مجلس سوم و با تایید آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی تاسیس شد.
برخی از روحانیون چپ گرا از جمله مهدی کروبی و محمد موسوی خوئینیها که تا آن زمان عضو جامعه روحانیت مبارز بودند، پایه گذار این تشکیل سیاسی شدند. محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران نیز عضو مجمع روحانیون مبارز است.
اما سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، در فروردین ۱۳۵۸ با به هم پیوستن ۷ گروه اسلامگرایی که پیشتر از مخالفان حکومت سلطنتی در ایران محسوب می شدند، تاسیس شد.
این گروهها گرچه تا قبل از انقلاب اسلامی ارتباط تشکیلاتی چندانی با هم نداشتند اما وجود هدف مشترک همچون دشمنی با سازمان مجاهدین خلق یکی از مهمترین مسائل مشترک شان بود که حتی در نام این سازمان نیز تجلی پیدا کرد.
اما نوپا ترین تشکلی که وزارت کشور ایران از احتمال بررسی مجدد پرونده آن خبر داده است، جبهه مشارکت ایران اسلامی است.
جبهه مشارکت، یکی از اولین احزابی است که پس از انتخاب محمد خاتمی به ریاست جمهوری ایران تأسیس شد.
هسته اصلی جبهه مشارکت را دانشجویان پیرو خط امام تشکیل می دهند که در سال ۱۳۵۸ سفارت آمریکا در تهران را به تسخیر درآوردند.
محمدرضا خاتمی، نایب رئیس مجلس ششم و برادر رئیس جمهوری سابق ایران نخسیین دبیرکل مشارکت بود که یک روز پس از اعلام نتایج انتخابات اخیر ایران بازداشت و سپس آزاد شد اما دبیر کل فعلی آن پس از یک بار آزادی، دوباره دستگیر شده و هم اکنون در زندان به سر می برد.
سعید حجاریان هم یکی دیگر از چهره های شاخص جبهه مشارکت است که هم اکنون در بازداشت به سر می برد. آقای حجاریان از موسسان وزارت اطلاعات ایران است و در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی، رئیس جمهوری وقت ایران از او به عنوان "مشاور جمهوری" یاد می کرد.وی در آن دوران توسط یک بسیجی ترور شده و هم اکنون شرایط فیزیکی مطلوبی ندارد وروی ویلچیر می نشیند.
بسیاری از چهره های شاخص سیاسی و اقتصادی ایران که هریک طی ۳۰ سال گذشته رئیس جمهوری، عضو هیات دولت، نماینده مجلس شورای اسلامی یا وزیر بوده اند، از جمله اعضای شورای مرکزی این سه تشکل اصلاح طلب هستند.
نوشته شده توسط خودم در ساعت 12:36 |
لینک
|
شنبه ششم تیر 1388
دیشب شبکه تهران ،ابهامات درباره قتل خانم ندا آقا سلطان را در یک برنامه کاملا استنادی و علمی و کارشناسانه !!! بررسی کرد.
بعد از توهین هایی که سایتهای حامی دولت از جمله فارس و ایرنا و برنا درباره شهادت ندا داشتند.این بار سیمای احمدی نژادی ایران یه دو دلیل این شهادت رو دارای ابهام دونست و جالب اینجاست که این ابهامات از ابهام هاله نور و قضیه تناقضات آماری احمدی نژاد در مناظره ها و ... برای آقای ضرغامی مبهم تر بوده . حتی از قتلهای دیگر این چند روز مبهم تر بود .

تلویزیون میلی ایران در یک اقدام بی نظیر و هوشمندانه کشف کرد :
۱: ندا اصلا توی اجتماعات اون روز نبوده و ربطی به موسوی نداشته و این فیلمها همگی ساختگی هستند حالا چرا ساختگی هستند چون دوربینهای موبایل هم چند دقیقه قبل از شلیک و هم دقیقا بعد از شلیک از اون فیلم گرفتند. و این نشون میده ندا کانون توجه رسانه های بیگانه (منظور موبایل دست مردم است)بوده . یادمه چند روز پیش یکی از این سایت های حامی ا.ن. نوشته بود حالت چشمهای ندا قبل از قتل وبعد از اون کاملا مهندسی شده بود و خبرنگار بی بی سی این صحنه رو ساخته بود و ندا هم در این فیلم مستند BBC بازی کرد !!!
۲. ندا با گلوله کالیبر کوچک یعنی اسلحه کمری کشته شده نه اسلحه سازمانی حالا ضرغامی این رو از کجا کشف کرده؟ از گزارش پزشکی قانونی ، محض اطلاع آقای ضرغامی عرض می کنم این همه زحمت شما جای تشکر داره ولی حضرات !!! فیلم ضاربان موجوده ، یک موتور سوار که ظاهرش نشون می ده از چه قماشی هست کلت رو در میاره و به سمت ندا هدف می گیره.شماها که یک فیلم قبل از اصابت و فیلم لحظه شهادت رو دیدید بهتر بود این فیلم رو هم می دیدید .شما که از این دو فیلم گرفته شده با موبایل فهمیدید ندا مورد توجه رسانه های غربی بوده کمی بیشتر توجه بفرمایید شاید فیلمهای بیشتری هم باشد.
****************
حالا مسئله هایی برای من مطرح شد :
۱ . چه کسی گفته ناجا ، ندا رو زده؟ همه می گویند لباس شخصیها مردم رو می کشند و می زنند.همونطور که کسی نگفت در دانشگاه تهران کسی کشته شده که ضرغامی دوربین رو می بره در اتاق فرهاد رهبر ( که سابقش رو همه می دونن) و ایشون می گه بنده نگران شدم تماس گرفتم گفتند نه هیچ اتفاقی نیفتاده همه سالمند همه خوبند (این درحالی است که در همون لحظه دهها دانشجو که نصف شب از خوابگاههاشون توسط لباس شخصیها دستگیر و به مکان نامعلومی برده شده بودند ( بعدها شاهدین عینی گفتند اونجا زیر زمین وزارت کشور!!! بوده.) هنوز زندانی بودند).این یک سناریوی کهنه شده هست که در بعد از کودتای خونین شیلی توسط پینوشه خونخوار صورت گرفت و شایعاتی توسط کودتاچیان بین مردم شایع می شد و بعد با دلیل و برهان اون رو رد می کردند و مردم سر در گم می شدند .الان دقیقا همون سناریو داره تکرار میشه تمام سایتها و روزنامه های حامی میرحسین فیلتر و توقیف اند. بیش از ۲۰۰ روزنامه نگار و فعال سیاسی و فعال حقوق بشر در زندان هستند و بسیاری از اونها بدون حکم ربوده شدند و خانواده های اونها ازشون بی اطلاع هستند.
۲. فیلم ضاربین موجود هست ،عکس این از خدا بی خبر (قاتل ندا) هم توی اینترنت پخش شده ؛ سوال : وزارت اطلاعاتی که تنها چند ساعت بعد از بمب گزاری مسجد امیر المومنین در زاهدان ، بمب گزاران رو دستگیر می کنه و فردای اون روز اعدام می کنه و در اخبار همین سیما، اونها رو به گروه ریگی (ملعون) نسبت می ده (بماند که بنابر اعلام این بی همه چیز (عبدالمالک ریگی) از 3 نفر اعدامی فقط یکی عضو جندالله بوده اون هم سابقا عضو بوده) و سوالهای زیادی که واسه ما مطرحه از جمله اینکه این افراد کی دستگیر شدن و کی محاکمه شدن؟ (بنا به ادعای جندالله این افراد قبلا دستگیر شده بودند و ربطی به انفجار نداشتند) چطور این سیستم امنیتی تند و تیز!!! نمی تونه ضارب ندا رو دستگیر کنه؟چطور این همه عکس و سند در حال ارتکاب جرم به مامورین امنیتی واسه دستگیری این بی شرفها کمک نمی کنه؟شاید هم دستهایی درکاره که اینها آب تو دلشون تکون نخوره.
۳. نیروی انتظامی سلاح کمری حمل نمی کنه؟؟؟؟ این که دروغه چون من دوستی دارم که در نیروی انتظامی خدمت می کنه و اسلحه کمری حمل می کنه.
ولی بازم قبوله !!! بسیج چی ؟ بسیج و لباس شخصی ها کلت حمل می کنند؟؟؟ اگر آره پس چرا تلویزیون دروغ می گه و بحث رو منحرف می کنه،اگر نه پس این افراد خطرناک که عکسشون هم موجود هست این اسلحه ها رو از کجا میارن؟چرا تحت پیگرد قرار نمی گیرند چطوری آزادانه سوار بر موتور و کلت به دست در شهر مانور می دهند.
۴- اگر طبق فرمایش خبرگزاری فارس / برنا / ایرنا و دیگر خبرگزاریهای کذاب دولت منافقین باعث کشته شدن این افراد بی گناه شده اند، چرا به آنان لقب شهید و شهیده را نمی دهند؟
۵- چرا مانع برگزاری مراسم ختم می شوند؟
۶- چرا به دکترهای بیمارستان ها اعلام کرده اند (تهدید کرده اند) که برای اینگونه افراد در برگه فوتشان، علت را گلوگه ذکر نکنند بلکه علت را مرگ زیر عمل جراحی بنویسند؟ آیا به خاطر عدم پیگیری در آینده توسط خانواده های آنان در مجامع قضایی داخلی و بین المللی نیست؟
۷- چرا تصاویر مربوط به آن بسیجی که گفته می شود ضارب ندا بوده پخش نشد؟ چرا فقط گفتند که از وی عکس برداری کردند و کارت بسیج وی را هم مصادره کردند، اما از وی تاکنون عکس یا مطلبی منتشر نشده؟
۸- آیا آن ضارب با موتور بوده و به سمت ندا شلیک کرده.... پس چرا مردم به سمت وی حمله ور نشدند؟ (شاید ترسیده بودند) و یا شلیک بصورت تک تیراندازی بوده؟
۹- آیا واقعا مردم نمی دانستند که با آن ضارب بسیجی که عامل قتل بوده چه کنند؟
۱۰- کسانی که از بام مسجد لولاگر خیابان آذربایجان بر مردم آتش گشودند اسلحه شان سازمانی بود؟آیا کلاشینکوف روسی در دست اینان سازمانی محسوب می شود؟چرا به مردم دروغ می گویید؟تا کی دروغ؟؟؟از گذشته درس بگیر آقای ضرغامی،مردم ضاربان را فراموش می کنند خائنین را هرگز.
اگه مردم برای حفظ خون خودشون و قصاص قاتلین ملت اونهایی رو که از پشت بام شلیک می کردند بزنند و این وسط خسارتی به مسجد وارد بشه ، تلویزیون ضرغامی و خبرگزاری کذاب فارس از نمازگزاران شهید نادیده و مسجد آتش گرفته حرف می زنند که اگر در اینترنت جستجو کنید می بینید که مسجد هیچی نشده و نمازگزاری آسیب ندیده همش دروغه ...
لینک مرتبط : دفاع بد در برابر حادثه تلخ مرگ "ندا"
اعضای هیات پیشنهادی شورای نگهبان برای بررسی مجدد صندوقها رو ببینید:
اعضای انتخاب شده برای این هیأت عمدتا به جناح اصولگرا گرایش دارند و برخی از آنها در روزهای اخیر در برابر وقایع بعد از انتخابات ریاست جمهوری موضع گرفته اند.
علی اکبر ولایتی، وزیر امور خارجه پیشین ایران و مشاور رهبر این کشور است. او یک روز پیش تر از پیشنهاد آقای موسوی و آقای کروبی برای ابطال انتخابات انتقاد کرده و تلویحا آنها را متهم کرده بود که خلاف تعهدی که در خصوص پایبندی به ولایت فقیه داده اند، عمل می کنند.
غلامعلی حدادعادل، رئیس پیشین مجلس و رئیس فعلی کمیسیون فرهنگی مجلس از حامیان نامزدی محمود احمدی نژاد در انتخابات بود.
گودرز افتخار جهرمی، حقوقدان و استاد دانشگاه و عضو پیشین حقوقدانان شورای نگهبان است.
قربانعلی دری نجف آبادی دادستان کل کشور و وزیر پیشین اطلاعات است. ستاد آقای موسوی هم در پیشنهاد خود برای تشکیل کمیته حقیقت یاب، حضور دادستان کل کشور را پیشنهاد کرده بود.
محمدحسن ابوترابی فرد، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی است. او دو روز پس از انتخابات گفته بود که "سلامت انتخابات برای اهل نظر غیر قابل تردید است".
محمد حسن رحیمیان نماینده آیت الله خامنه ای در بنیاد شهید و امور ایثارگران است. او روز ۳۰ خرداد گفته بود: "افرادی که در انتخابات رأی نیاوردند به جای تمکین به راهکارهای قانونی، راهکارهای دیگری را مطرح کردند که موجب سوءاستفاده دشمنان شد".
وا اسفا، شعور ملت را به مضحکه گرفته اند،وا مصیبتا
داونلود فایل رسوایی ها و رقم سازیهای سایت وزارت کشور 15KB
نوشته شده توسط خودم در ساعت 1:44 |
لینک
|
پنجشنبه چهارم تیر 1388
امشب شب آرزوهاست (اولین جمعه ماه رجب : لیله الرغائب)
بیایید برای ایران عزیز در این شب عزیز همه با هم دعا کنیم...
و به قول یکی از خوانندگان این وبلاگ:
" اللهم اخرجنی من الظلمات الوهم"
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من،جانا به عهد خود وفا کن
التماس دعا
نوشته شده توسط خودم در ساعت 21:53 |
لینک
|
پنجشنبه چهارم تیر 1388
برادر ارجمندم جناب آقاي دکتر غلامعلي حداد عادل
در مراحل پاياني نگارش مقاله براي دانشنامه «جهان اسلام» بودم به درخواست شما. ميخواستم تماس بگيرم و از تأخير در تحويل مقاله پوزش بخواهم که وقايع اخير رخ داد. ديشب شما را در گفتگوي شبکه دو ديدم و به سخنانتان با دقت گوش فرادادم. از آن زمان تا اکنون در ذهنم پرسشهاي بسياري مطرح ميشود که آرامم نميگذارد. سرانجام، نتوانستم تحمل کنم و اين نامه را نگاشتم.
در سخنان جنابعالي چهار نکته توجه مرا جلب کرد:
1- تحولات جاري را به «انگليسيها» نسبت ميدهيد بهويژه به دليل فعال بودن و تأثيرات شبکه فارسي بي. بي. سي. در اين روزها؛
2- به کانالهاي اطلاعاتي خود، که بنيان داوري شما را ميسازد، اطمينان مطلق داريد؛
3- پيش از طي مراحل قانوني و تأييد شوراي نگهبان صحت انتخابات را به سود آقاي احمدينژاد تأييد ميکنيد؛
4-به آقاي احمدينژاد چنان علاقه داريد که نميتوانيد پنهان کنيد زيرا تصوّر ميکنيد ايشان گزينه مطلوب شماست.
برادرم، آقاي حداد!
تخصصم مورد قبول شما بوده و ميدانيد که «انگليسيها» را خيلي خوب ميشناسم. گمان ميکنم مستندترين و جامعترين پژوهشها را در زمينه دو کودتاي 3 اسفند 1299 و 28 مرداد 1332 من انجام دادهام. دو دهه است در اين حوزه کار کرده و خوب کار کردهام؛ بيش از ديگران. يقين دارم در اين شک نداريد. و يقين دارم در حسننيت و ارادتم ترديد نداريد. «جوگير» نيز نشدهام. پيش از انتخابات به سود مهندس موسوي اعلام موضع کردم زماني که ورود ايشان به صحنه بهطور جدّي مورد ترديد بود و حتي خود ايشان به تصميم قطعي نرسيده بود. در طول اين روزهاي پرحادثه با دقت و دلسوزي تحولات را رصد کرده و ميکنم و براي نوشتههاي بعدي خويش «فاکت» فراهم ميآورم. حوادث اين روزها ابهامها و رازهايي را برايم آشکار کرد که بسيار ارزشمند است. در اين باره در زمان خود خواهم نوشت.
برادرم آقاي حداد!
اجازه دهيد حوادث روزهاي پيش را اندکي مرور کنيم:
شما خوب ميدانيد زماني که مهندس موسوي ناگهان ورود خود را به عرصه انتخابات دهم اعلام کرد چه آشفتگي در ميان کساني پديد آمد که در پيرامون آقايان خاتمي و کروبي گرد آمده بودند. بسياري از آنان هيچ تجانس و سنخيت فکري با مهندس نداشته و ندارند. شما خوب ميدانيد که مهندس اصولگرايي واقعي است و سخت پايبند به اصول و ارزشهاي امام راحل و انقلاب؛ بسيار بيش از نورسيدگاني که هوّيت و پيشينهشان در هالهاي از ابهام است و امروزه چنان سنگ «اصول» را به سينه ميزنند که انسان حيرت ميکند. متأسفانه، اين «نورسيدگان» را اکنون معرکهگردان و «کانالهاي اطلاعاتي و تحليلگران مورد وثوق» ميبينم و بخش مهمي از آتش فتنه را از سوي ايشان ميدانم. بگذريم.
خوب ميدانيد که مهندس در مسائل توسعه داخلي و سياست خارجي بسيار اصولگرا است؛ بدان معنا که اصيل و بومي و اسلامي و ايراني ميانديشد و شايد تنها تمايزش با برخي اصولگرايان راستين اعتقادش به تضارب آراء و تکثر سياسي و فرهنگي، و در يک کلام پلوراليسم، باشد. ميتوانيد نگرش مهندس به مسائل توسعه و سياست خارجي را مقايسه کنيد با برخي مدعيان که معلوم نيست در مسائل داخلي چه استراتژي توسعه و چه راهکارهايي را قبول دارند و در سياست خارجي به چه اصولي پايبندند.
بهرروي، «بزرگان آن قوم» به مهندس اهانتها کردند. منظورم همان کسان است که در دوره هشت ساله رياستجمهوري آقاي خاتمي در سياست و مطبوعات و اقتصاد يکهتاز بودند و هيچگاه به مهندس نظر خوش نداشتند. مهندس آن زمان نيز، چون امروز، پايبند به اصول و به اين دليل مظلوم بود. زماني که کار از کار گذشت و آقاي خاتمي، به دليل اعلام ورود غيرمنتظره مهندس، انصراف داد، بهناچار هجوم آوردند و مهندس را در محاصره گرفتند. من با نگراني اين تحول را رصد ميکردم. ميديدم که چگونه سايتهاي حامي مهندس موسوي به سرعت ايجاد ميشود و يا به دست اينان ميافتد. با نگراني ميديدم که چگونه، به سان بيلبوردهاي تبليغاتي، نامهاي خود را بر سايتهاي هوادار مهندس حک ميکنند. نگران بودم که مهندس را به سود خود مصادره کنند و نگرانيام را در مصاحبه با وبگاه «تدبير» منعکس کردم. [2] کار ديگري از دستم ساخته نبود. متأسفانه، شاهد بودم که در حلقه اصلي ستاد مهندس آن شم سياسي و اطلاعاتي قوي وجود ندارد که به ترکيب و آرايش سياسي هواداران مهندس سامان دهد و تعادلي ميان جناحهاي مختلف ايجاد کند. اين حلقه بايد تبليغات را به گونهاي هدايت ميکرد که مهندس به نماد يک محفل معين و شناخته شده بدل نشود.
متاسفانه، آنچه نگرانش بودم رخ داد. ميخواستند انتخابات را دوقطبي کنند که کردند. با حضور فعال خود در سايتها و رسانههاي حامي مهندس موسوي نگراني را در شما، و امثال شما، دامن زدند. من نگران نبودم زيرا يقين داشتم مهندس زيرکتر از آن است که اجازه دهد «اين آقايان» در دوران رياستجمهوري او مانند دوران آقاي خاتمي يکهتازي کنند. به مديريت قوي و زيرکي مهندس يقين داشته و دارم. معهذا، «آقايان»، که هيچ تجانس فکري و سياسي با مهندس نداشتند، نيرومند و منسجم بودند. من نگراني خود را از «مصادره مهندس به سود يک کانون معين» ابراز کردم حتي در همان يادداشت اوّل که پس از ملاقات با مهندس منتشر نمودم. اين يادداشت را مهندس پسنديد و ظاهراً با ابراز تمايل ايشان در تمامي سايتهاي منتسب به وي درج شد؛ ولي به دليل همين ابراز نگراني از «مصادره»، در قالب «کامنت» (اظهارنظر خوانندگان)، توهينهايي نثارم کردند که سابقه نداشت. من نيز رنجيدم و اعتراض کردم. [3] «آقايان» نميخواستند هيچ «بيگانهاي» وارد حلقهاي شود که ميخواست مهندس را محاصره و مصادره کند.
اين آن روي سکه است برادرم آقاي حداد! اين روي سکه را نيز ببينيد:
بيش از ده سال است، از زمان حادثه شوم «قتلهاي زنجيرهاي» در آذر 1377 و فاجعه کوي دانشگاه در تير 1378، با دقت تحولات را دنبال ميکنم. در اين ده ساله شاهد تکوين سناريويي هستم که دو قطبي کردن جامعه ايران و از اين طريق فروپاشيدن نظام و حتي تجزيه کشور را هدف گرفته است. ده سال است با رنج نظارهگر چينش گام بهگام مهرهها و محاصره اطلاعاتي در اين روي سکه هستم. ميبينم و هشدار ميدهم. سالهاست درباره شبکه «يهوديان مخفي» و «بهائيان مخفي» مينويسم و ميگويم. کسي توجه نميکند.
در پژوهشهاي خويش دريافتم که فرمان مشروطه را، فرمان دوّم را که در آن عبارت «مجلس شوراي اسلامي» به «مجلس شوراي ملّي» تغيير يافت، ميرزا مهدي خان وزيرهمايون، پسر فرخ خان امينالدوله کاشي، از مظفرالدينشاه گرفت که «بهائي مخفي» بود. در تفحص تاريخي دريافتم که سيد اسدالله خرقاني، همهکاره بيت آخوند خراساني، مرجع بزرگ زمان و رهبر انقلاب مشروطه، تا زمان خلع محمدعلي شاه، «بهائي مخفي» بود و همو بود که شبکههاي مخفي سِر اردشير ريپورتر، گرداننده سازمان اطلاعاتي حکومت هند بريتانيا در ايران، را در نجف ايجاد و هدايت کرد. و اين من بودم که براي اوّلين بار او را معرفي کردم و نوشتم در روزي که شيخ فضلالله نوري را به دار کشيدند پسر همين سيد اسدالله خرقاني، بهنام سيد نورالدين، در حبلالمتين تهران مقاله مفسدهبرانگيز «اذا فسد العالِم فسد العالَم» را نوشت تا آخوند خراساني و خيل کثير علما و طلاب از عتبات راهي ايران نشوند؛ و اينان بتوانند مشروطه را به سود خود مصادره کنند. [4] در پژوهش خويش دريافتم که احسانالله خان دوستدار، ليدر «کودتاي سرخ» عليه ميرزا کوچک خان، و بسياري از فتنهگراني که نهضت جنگل را به شکست کشانيدند «بهائي مخفي» و مأموران سرويس اطلاعاتي بريتانيا بودند، [5] و نيز دريافتم که ابوالفتحزاده و منشيزاده و مشکاتالممالک، سه گرداننده اصلي «کميته مجازات» که عملکرد آن بسيار شبيه به شبکه عاملين «قتلهاي زنجيرهاي» بود، و برخي از تروريستهاي عضو اين کميته و برخي ديگر از تروريستهاي نامدار آن عصر چون عبدالحسين خان معزالسلطان (سردار محيي) و زينالعابدين خان مستعان الملک «بهائي مخفي» بودند. [6] سردار محيي و مستعانالملک هماناناند که بازجويي از شيخ فضلالله نوري را به دست گرفتند. مستندات کامل را در مقالهاي که براي دانشنامه شما نگاشتهام خواهيد ديد.
نوشتم و انکار کردند. نوشتم و به «توهّم توطئه» متهمم کردند و سرانجام با لطايف الحيل طردم نمودند. هيچگاه پرسيديد چرا عبدالله شهبازي به شيراز رفت و چرا در شيراز نيز راحتش نگذاشتند؟ به راستي، درباره من چه گزارش ميدادند؟ مهم است بدانم چرا تمامي امکانات را از من گرفتند، روانه شيرازم کردند و در اينجا نيز مرا رها نکردند.
آقاي حداد!
سالهاست درباره «دماوند» [7] و «دماوندياني» چون آقاي حسين شريعتمداري و «صغاد» و «صغادياني» چون آقاي حسينيان [8] و همفکرانشان مينويسم و کسي توجه نميکند.
ده سال است، با رنج، شاهد تکوين و انسجام حلقهاي بسته و متصلب در پيرامون جنابعالي و اصولگرايان راستين هستم که هر «بيگانه»اي را به انحاء مختلف طرد ميکنند. ده سال است با دقت رصد ميکنم و ميبينم گام به گام «کانالهاي اطلاعاتي» امثال جنابعالي را محصور و منحصر به خود ميکنند. امروز، اسفمندانه، ميبينم موفق شدهاند. نتيجه اين است که شما از تحولات امروزين ايران آنچه را ميبينيد که «آنان» ميخواهند. به شما از «انقلاب مخملي» ميگويند و احتمالاً اسناد و مدارک و شنودهايي هم ارائه ميدهند و شما نيز ميپذيريد. شايد شنود مکالمات محرمانه تلفني موسوي و اوباما و طراحي هر دو براي «انقلاب مخملي» را نيز تقديم کردهاند! چه ميدانم! «جعل اطلاعات» يعني همين! «کاناليزه کردن اطلاعات» يعني همين! «محاصره اطلاعاتي» يعني همين!
جناب آقاي حداد، برادر بزرگوارم، اين روشهاي مرسوم و معمول در «سناريونويسي» و «توطئه» است طبق همان تعريفي که در ابتداي نامه عرضه کردم. اگر به «توطئه انگليسيها» باور داريد، به سخن من نيز، به عنوان کارشناس اين حوزه، باور کنيد.
برادرم آقاي حداد!
چنان شما را به محاصره گرفتهاند که تنها آنچه را که آنها ميخواهند ميبينيد. گزارش شما از حادثه شوم ميدان آزادي و کشته شدن عدهاي را شنيدم. فرموديد عدهاي مسلح ميخواستند پادگان بسيج را تصرف کنند و غيره! حيرت ميکنم از اين گزارش! فقط در همين يک مورد، از کانالهاي مستقل، مستقل از کساني که شما را در محاصره گرفتهاند، تحقيق کنيد. اميدوارم به نتايجي عجيب برسيد درباره اطرافيانتان. نميدانم اين کسان چگونه و با چه معيارهايي چنين قدرتمند و تأثيرگذار شدند؟
برادرم آقاي حداد!
به دستگيريهاي اخير توجه و در آن تعمق کنيد. برخي «آقايان» را «دوستانشان» دستگير ميکنند و سپس همان بي. بي. سي.، که به عملکرد آن، به درستي، بسيار حساس هستيد، اخبار اين دستگيريها را بزرگ ميکند. به اين ترتيب، «ليدر»هاي آينده را ميسازند. چرا به اين ترفندها توجه نميکنيد؟ بعيد است از شما!
آقاي حداد!
زمان انقلاب نيز، که مقايسه آن با اعتراضات مسالمتآميز کنوني مردم در چارچوب قانون اساسي به نتايج انتخابات دهم قياس معالفارق است، به دليل فقدان اطلاعرساني يا اطلاعرساني کاذب و يکسويه رسانههاي داخلي، بي. بي. سي. شنوندگان کثير يافت تا بدان حد که امام راحل نيز اخبار را از طريق آن دنبال ميکرد. تأثير بي. بي. سي. تا بدانجا رسيد که محمدرضا پهلوي بي. بي. سي. و دولت بريتانيا را مسئول وقوع انقلاب ميديد! تلقي فوق در کتاب «پاسخ به تاريخ» شاه مخلوع نيز بازتاب يافته. اينها توهّم است. چرا رسانههاي دولتي، بهويژه صدا و سيما و خبرگزاريها، اطلاعرساني درست نميکنند تا مردم تشنه ديدن بي. بي. سي. فارسي شوند؟ چرا روزنامهها و حتي اينترنت و موبايل و سايتهاي خبري منتقد را چنان محدود ميکنند که مردم به دامان بي.. بي. سي. پناه برند و شايعات گمراهکننده و خطرناک بازار داغ يابد؟ درست است که با دست خود مردم را به دامان بي. بي. سي. فارسي برانيم و سپس گلايه کنيم؟
آقاي حداد!
ميتوانم هماکنون چارت بکشم و از رابطه نزديک، و حتي پيوند خويشاوندي و خوني، برخي کسان سخن بگويم که مايه حيرت شما شود. کساني که در دو سوي به ظاهر متقابل نشستند و جامعه ايران را «دوقطبي» کردند. ميتوانم با اسم و رسم معرفيشان کنم و از پيوندها و روابط ديرين و حتي امروزشان سخن بگويم. چرا من ميبينم و شما نميبينيد؟ شايد به اين دليل که «کانالهاي اطلاعاتي» من بسته نيست؛ شايد به اين دليل که من احدي از آحاد مردم و در متن جامعهام و کسي از طريق بولتنها و نظرسنجيهاي آنچناني تغذيه و هدايتم نميکند. من محققم و جنابعالي دولتمرد. من مشغلهام تنها و تنها در حوزه تخصصم است و فرصت کافي براي کاوش دقيق و پيگيري حوادث، با چشم و گوش خود، دارم.
برادرم، آقاي حداد!
«شياطين» همه جا هستند. در يک جا جمع نيستند. اگر قرار باشد بتوانند فرايندهاي سياسي را «دستکاري» و هدايت کنند، که خود نوعي «مهندسي اجتماعي» است، بايد در همه مراکز قدرت حضور داشته باشند. چرا تصوّر ميکنيد در محاصره نيستيد و تحولات جاري را از عينک ديگران نميبينيد؟
آقاي حداد!
من در متن جامعه هستم. به روشني و با يقين ديدم که اکثريت مردم به مهندس موسوي رأي دادند و به همين دليل روز شنبه، 23 خرداد، سراسر ايران در حيرت بود. بسياري سرخورده و افسرده بودند. گويي شوک بزرگي بر جامعه ايران وارده شده. 23 خرداد روز سکوت و بهت بود. چه کساني کام ايرانيان را تلخ کردند؟ چه کساني عظمت انتخابات تاريخي 22 خرداد را شکستند و «حماسه ملّي» را به اعتراض ملّي بدل نمودند؟ شما شور و شعف مردم را در انتخابات از نزديک نديديد. آيا يازده ميليون نفر کساني که ميزان مشارکت در انتخابات رياستجمهوري را از حدود 29 ميليون نفر در دوره نهم به حدود 40 ميليون نفر در دوره دهم رسانيدند، به اين دليل وارد صحنه شدند که به احمدينژاد رأي دهند؟
برادرم، آقاي حداد!
من شهادت ميدهم که «کودتاي انتخاباتي» شد. اگر صداقت و سلامت مرا قبول داريد بپذيريد. تمامي کارنامه علمي و پژوهشي و سياسي خود را در گرو اين داوري ميگذارم. اين را از همان آغاز، از زمان سخنراني تحريکآميز حسين شريعتمداري در اصفهان (7خرداد 1388) ديدم که از «جنگهاي صدر اسلام» سخن ميگفت و ميرحسين موسوي و کروبي را با طلحه و زبير و حتي يزيد مقايسه ميکرد. مالک اشتر لابد خود او و حسينيان و اعوان و انصارشان هستند که اين بار به دستور علي (ع) تمکين نميکنند و تا آخر خط پيش ميروند. ميخواهند ستون خيمه آيتالله هاشمي رفسنجاني و مهندس ميرحسين موسوي، دو يار بازمانده از سه يار امام راحل، را فرو ريزند. اين بار، بايد علي (ع) دنبالهرو مالک اشتر شود. اين را از زمان تهاجم پرخاشگرانه و زشت احمدينژاد در مناظره با مهندس موسوي ديدم و در 14 خرداد آن را «کودتاي انتخاباتي» ناميدم. [9] در 8 خرداد، محترمانه و بدون ذکر نام، خطاب به حسين شريعتمداري نوشتم:
«با نزديک شدن به زمان انتخابات دهمين دوره رياستجمهوري... گاه سخناني شنيده ميشود که به شدت ناهنجار است. متأسفانه، برخي کسان فضاي انتخابات دهمين دوره رياستجمهوري را با جنگهاي حق و باطل در صدر اسلام اشتباه گرفتهاند؛ در يکسو حق مطلق است و در سوي ديگر کفر مطلق. تشبيه رقباي انتخاباتي به طلحه و زبير و بالاتر از آن به «يزيد» از اينگونه است... دو قطبي کردن جامعه و بالاتر از آن تلاش براي تبديل «رقابت سياسي» به «ستيز» داراي پيامدهاي خطرناک است و قطعاً به مصلحت انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران نيست. کساني که در اين راه کوشيده و ميکوشند، در بهترين ارزيابي، ارزشهاي بنيادين انقلاب و سيره امام راحل و رهبري معظم انقلاب را بهکلي از ياد بردهاند.» [10]
اين سناريو به دقت اجرا شد. گام به گام و طراحي شده. اين همان سناريويي بود که پس از دو خرداد 1376 با «قتلهاي زنجيرهاي» و حادثه کوي دانشگاه اجرا شد ولي به فرجام نرسيد. معرکهگيران همينان بودند. اين بار ده سال بر روي سناريوي فوق کار شد؛ نقاط ضعف و علل شکست آن در سال 1378 را با دقت کاويدند و ترميم کردند.. اينک، همان سناريو با ضريب پيروزي بالا در شرف تحقق است.
جناب آقاي حداد عادل!
من در حيرتم! جنابعالي پيش از پايان مراحل قانوني و صحه گذاردن شوراي نگهبان بر صحت انتخابات بر آن صحه ميگذاريد؟ آيا به کنه اين گفتار خود توجه داريد؟ آيا به غيرقانوني بودن اين رويه خود توجه داريد؟ مگر ميتوان پيش از تأييد انتخابات از سوي شوراي نگهبان بر آن صحه گذارد؟ شما، پيش از اتمام مراحل قانوني، از کجا ميدانيد اين انتخابات درست برگزار شده و ابطال نخواهد شد؟
برادرم، آقاي حداد!
علاقه شما به آقاي احمدينژاد در سخنانتان مشهود بود؛ بهويژه زماني که از «مردمي بودن» او و 60 سفر استاني سخن ميگفتيد. باور کنيد، احمدينژاد گزينه مطلوبي نيست. احمدينژاد امروزه در ميان مردم ايران منفور است. احمدينژاد نه تنها چهره رقابتهاي انتخاباتي و مناظرههاي تلويزيوني را با رفتارهاي ناهنجار و بياخلاق خود زشت کرد و جامعه را ملتهب نمود، بلکه در سخنراني پس از پيروزي ظاهرياش در ميدان وليعصر (عج)، متفرعنانه و فارغ از تواضع، شديدترين اهانتها را به بخش کثيري از مردم ايران کرد و بارها خود را «ملّت» خواند و منتقدانش را «دشمن ملّت» حتي اگر آيتالله هاشمي و ميرحسين موسوي باشند. احمدينژاد با نفسانيتي بيمارگونه خود را پرچمدار انقلاب و وارث امام نماياند. به نامه استاد شجريان بنگريد که خود را از همان «خس و خاشاک»هايي ميداند که احمدينژاد به ايشان توهين کرد. برادرم، آقاي حداد! من نيز از همان «خس و خاشاک»ها هستم زيرا به ميرحسين موسوي رأي دادم. ميليونها نفر از مردم ايران از همان «خس و خاشاکها» هستند.
برادرم، آقاي حداد!
به خداوندي خدا، ميرحسين موسوي رئيسجمهوري بهتر براي اين نظام است؛ پاسداري امينتر براي ميراث امام راحل و قانون اساسي است. احمدينژاد قابل اعتماد نيست. او معلوم نيست فردا با قانون اساسي و ايران اسلامي چه ميکند. اگر امروز آيتالله هاشمي رفسنجاني و مهندس ميرحسين موسوي را از ميدان به در کند، فردا معلوم نيست با ديگران چه خواهد کرد. من تاريخ خواندهام و شما نيز خواندهايد. به تاريخ آلمان دهه 1930 رجوع کنيد و ببينيد گام به گام چه رخ داد.
برادرم، آقاي حداد!
من از سال 1372، در نوشتار و مصاحبههايم منتقد جدّي سياستهاي توسعه آقاي هاشمي رفسنجاني بوده ام. ميدانم اين سياستها مورد قبول ميرحسين موسوي نيز نبود. من، مانند بسياري از مردم، به شايعات گسترده درباره «فساد خاندان هاشمي» باور کردم. اکنون به اين نتيجه رسيدهام، که به فرض صحت اين شايعات، فساد مالي در همه جا ميتواند باشد ولي مخاطرات و زيانهاي آن براي جامعه ايران بسيار کمتر از وضع کنوني است. ايران به شخصيت سياسي چون هاشمي نياز دارد و من متأسفم از کساني که جايگاه برجسته هاشمي، به عنوان عامل تعادلبخش سياست ايران امروز، را ناديده گرفتند و با روشهاي غيراخلاقي و از مجاري غيرقانوني در راه تخريب او کوشيدند. چرا جنابعالي در گفتگوي تلويزيوني ديشب بهکلي درباره اهانتهاي شديد به آيتالله هاشمي رفسنجاني سکوت کرديد؟ چرا آقاي احمدينژاد، صرفنظر از مباحث مطروحه در مناظره تلويزيوني و سخنرانيهاي بعد از آن، در نطق ميدان وليعصر (عج) جمعيت را چنان تحريک کرد که عليه هاشمي شعارهاي زشت دهند؟ به کجا ميرويم؟
جناب آقاي حداد عادل!
احمدينژاد و تيم او، حسين شريعتمداري و حسينيان و اعضاي کانوني معين و مشکوک فتنهاي آفريدند که هر آن ميتواند به آشوبي بزرگ و خونين بدل شود. لحظات ارزشمند است. بمبي ساعتي به آخرين دقايق انفجار خود نزديک ميشود. اکنون زمان درايت است. اکنون زمان هشياري است. اکنون زمان تعامل است.
برادرم، آقاي حداد!
براي نجات کشور هيچ راهي وجود ندارد جز ابطال انتخابات و برگزاري مجدد آن!
برادر کوچکتان عبدالله شهبازي شيراز، 28 خرداد 1388
خودم نوشتم :
بی مناسبت نیست :
حاج علی فضلی ما شما را فراموش نکردیم،حاجی از این فرزندان میهن که خس و خاشاک،ارازل و اوباش و دستاویز بی بی سی می خوانندشان به فرمان شما باکریها و همتها سر بر میاورند،ما شما را دوست داریم سردار،ما هنوز هستیم و خونمان رنگین تر از زین الدین و کاظمی نیست .
سردار ! بگی بشین میشینم
بگی پاشو ، پا میشم
سردار نگو نبین،
نگو نگو
نوشته شده توسط خودم در ساعت 0:18 |
لینک
|
چهارشنبه سوم تیر 1388
مریم رجوی رئیس فرقه تروریستی مجاهدین خلق طی پیامی برای مردم ایران اعلام کرد که طرفدار ابطال انتخابات و برگزاری انتخابات آزاد زیر نظر سازمان ملل است. این در حالی اعلام شده است که دولت احمدی نژاد با استفاده از بازیهای نمایشی سعی دارد چنان نشان بدهد که گویا دست گروههایی مثل مجاهدین خلق در جنبش سبز مردم ایران دیده می شود و با استفاده از همین اتهام فرزندان بیگناه مردم را زیر فشار و شکنجه گذاشته است.
خانم رجوی!
پرونده فرقه مجاهدین خلق نزد مردم ایران سیاه تر از آن است که نیازی به کمک شما داشته باشد. شما اگر بلدید کسی را نجات بدهید یا راه حلی پیدا کنید، برای رهبر خودتان یک جایی پیدا کنید که بتواند به زندگی اش ادامه دهد. مردم ایران فراموش نکرده اند که شما و گروه تان سه سال با سوء استفاده از عواطف نوجوانان ایرانی آنها را به ترور واداشتید و در مقابل گلوله تنها گذاشتید. مردم ایران فراموش نکردند که شما و مسعود رجوی در خرداد 60 با یک اشتباه محاسباتی هزاران جوان را به کشتن دادید و در سخت ترین روزهای زندگی این ملت و در روزهایی که مردم توسط حکومت عراق کشته می شدند، در کنار دشمنان ملت قرار گرفتید و هزاران ایرانی کرد و فارس را در جنگ کشتید.
مردم ایران شما را قاتل جوانان ایرانی می دانند، شما بسیاری از جوانان بیگناه را اشتباها ترور کردید و افرادی را صرفا به دلیل اینکه شبیه شما فکر نمی کردند یا شبیه افرادی دیگر بودند کشتید. شما اعضای تسویه شده تان را در شرایطی که می دانستید که احتمال مرگ آنان بالای نود درصد است به جنگ در مقابل مردم ایران فرستادید و صدها نفر قربانی تسویه حساب های درون گروهی شما شدند، فقط بخاطر اینکه خداوندی و ولایت و هاله قدسی مسعود رجوی را انکار کرده بودند.
خانم رجوی!
مردم ما نیک می دانند که شما و فرقه شما هیچ فرقی با کودتاچیان ندارید. ولایتی که شما برای رجوی قائلید بسیار دیکتاتورمنشانه است و شیوه برخوردتان با مخالفان هزار بار بدتر از دولت نهم است. شما حتی برای دختران عضو تشکیلات تان همان آزادی موجود در خیابان های ایران را هم نمی دهید. شما از چه چیز دفاع می کنید؟ از آزادی ای که به آن اعتقاد ندارید؟ از دموکراسی که بویی از آن نبردید؟ از آزادی حجاب برای زنان که اگر زنی از اعضای تشکیلات تان کوچکترین شکی به این بکند، به بدترین مجازات ها محکومش می کنید؟ از انتخاباتی دفاع می کنید که به آن هیچ اعتقادی ندارید؟ چه کسی دیده است که شما جز با زبان تانک و گلوله و نارنجک حرف بزنید؟ به همین دلیل به عنوان یک روشنفکر ایرانی از شما می خواهم ساکت باشید و در امور داخلی ایران دخالت نکنید.
خانم رجوی!
اگر احمدی نژاد بخاطر بلاهتش فکر می کند هاله نور دیده است، مسعود رجوی بیست سال است که با هاله تقدس زندگی می کند. اگر احمدی نژاد آبروی ایران را برده است، شما که با ملت ایران و در کنار دشمنان ایران جنگیدید. اگر حکومت ایران از زور در مقابل ملت و مخالفان استفاده می کند، شما اعضای تشکیلات خودتان را هم شکنجه کردید و کشتید. شما اگر هزار بار بدتر از دولت ننگین نهم و ...در بهترین حالت چیزی هستید مثل همان. مردم ایران و روشنفکران و آزادیخواهان ایران سالهاست جز رنج و فلاکت از سوی شما هیچ ندیده اند، لطفا در مسائل این مردم دخالت نکنید.
جنبش سبز مدنی ایران در جستجوی ابطال انتخابات و برگزاری انتخاباتی درست در کشور است. این موضوعات هیچ ربطی به شما و فرقه تان ندارد. شما اصلا نمی دانید مردم ایران کیستند و به چه گونه اند. رهبر شما و شخص شما در چهل سال گذشته یا در زندان بودید یا در خانه تیمی و یا در پادگان های نظامی عراق، شما اصلا نمی دانید مردم عادی ایران که امروز در خیابان هستند از چه جنسی هستند و حرف حساب شان چیست، در موضوعی که نمی دانید چیست دخالت نکنید. شما که قرار بود در زمان بوش ارتش او برای حمله به ایران باشید، حق ندارید خود را مدافع مردم ایران نشان دهید. بس کنید که مردم ایران از شما و گروه تان بیش از دولت موجود متنفر است. (با اندکی تخلص)
ابراهیم نبوی
اول تیرماه 1388
آقای متکی، حرفهای هوگو چاوز دخالت در امور داخلی ایران نیست؟
آقای متکی، شما که چند روز است کوس رسوایی سردادهاید و از دخالت مستقیم امریکاییها و نیروهای جاسوسی انگلیس می گویید و اروپا را تهدید کرده اید، چرا درمقابل حرفهای چاوز ساکت ماندهاید؟ هوگو چاوز چه حقی دارد پیش از شروع انتخابات از احمدینژاد حمایت کند و برایش آرزوی موفقیت کند؟ یعنی ما اینقدر بدبخت شدهایم که فردی که به حماقت در جهان شهرت دارد برایمان تصمیم بگیرد به چه کسی رای بدهیم؟ انگلیس و امریکا و دیگر کشورهای اروپایی که شما از دخالت مستقیم آنها می گویید، کی از این حرفها زدهاند و از یک کاندیدا حمایت کردهاند؟ ازآن گذشته، پیام امروز چاوز را چه میگویید که اعلام کرده پیروز قطعی انتخابات احمدینژاد است و عده ای میخواهند این پیروزی کامل و انقلاب ایران را زیرسوال ببرند! خیلی جالب است؛ در ایران تا بهحال کسی جرات نکرده چنین ادعایی کند و همه از لزوم رسیدگی به اعتراضها می گویند. همین مانده بود که هوگو چاوز سوسیالیست برای انقلاب اسلامی ایران دل بسوزاند! البته معجزه پول و کمکهای احمدی نژاد به چاوز را نباید فراموش کرد. چاوز اگر میخواهد برای کسی آرزوی موفقیت کند، اول برود به ونزوئلایی برسد که که مردم بدبختش نمی دانند با تورم وحشتناکش چه کنند و نرخ مهاجرت در آن در امریکای جنوبی رکورد شکسته است.
آقای متکی، شما بهعنوان وزیرخارجه موظفید دخالت بیگانگان را پیگیری کنید و از چاوز درمورد اظهارنظرش سوال کنید. اولین قدم البته فراخواندن سفیر ونزوئلا است. اگر هم شما این کار را نکنید، مطمئن باشید مجلس یا دولت بعدی پیگیر خواهند بود.
نوشته شده توسط خودم در ساعت 4:49 |
لینک
|
سه شنبه دوم تیر 1388
چتم هاوس(ChatHam)، موسسه سلطنتی امور بین الملل بریتانیا در گزارشی به تحلیل نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران بر مبنای آمار اعلام شده از سوی وزارت کشور پرداخته است.
این گزارش به سرپرستی علی انصاری، مدیر مرکز مطالعات ایرانی دانشگاه سنت اندروز و با همکاری دانیل برمن و توماس رینتول از همین مرکز تهیه شده است.
این گزارش بر مبنای آمار استان به استان اعلام شده وزارت کشور در دو انتخابات اخیر ریاست جمهوری و آمار رسمی مرکز آمار ایران در سال 2006 تهیه شده است.
گزارش این موسسه تحقیقاتی بریتانیا می گوید که در دو استان مازندران و یزد که از آنها به عنوان دو استان محافظه کار یاد کرده، درصد مشارکت مردم بیش از صد درصد گزارش شده است.
در سطح استانی نیز هیچ ارتباطی میان افزایش مشارکت با چرخش آرا به سوی محمود احمدی نژاد دیده نمی شود که این مساله، تصور موجود مبنی بر پیروزی آقای احمدی نژاد با حضور گسترده اکثریت خاموش محافظه کار را با چالش مواجه می کند.
طبق این گزارش، در یک سوم استان ها، نتایج رسمی اعلام شده نیازمند آن است که آقای احمدی نژاد نه تنها آرا تمام محافظه کاران دور قبل، بلکه آرا میانه روها و تمام رای دهندگان جدید را علاوه بر 44 درصد آرا رای دهندگان اصلاح طلبان را به دست آورده باشد.
این گزارش می گوید در سال 2005، به مانند سال 2001 و سال 1997 کاندیداهای محافظه کار و به خصوص محمود احمدی نژاد آشکارا در مناطق روستایی فاقد محبوبیت بود. این که نواحی روستایی همواره به محافظه کاران رای می دهند، یک توهم است. این ادعا که امسال هم آقای احمدی نژاد بیشتر آرای مناطق روستایی را از آن خود کرد، بر خلاف این داده ها است.
بی نظمی ها در میزان مشارکت آرا
در دو استان میزان مشارکت فراتر از صد درصد است و در چهار استان نیز این میزان بالای نود درصد گزارش شده است. هیچ ارتباطی میان افزایش تعداد شرکت کنندگان و چرخش آرا به سمت آقای احمدی نژاد دیده نمی شود.
در سال 2005 و در انتخابات آن دوره، شکافی میان میزان مشارکت دیده می شد. در هفت استان ایران میزان مشارکت زیر شصت درصد و در ده استان بالای هفتاد درصد بود. در سال 2009 تنها دو استان زیر زیر هفتاد درصد است و 24 استان دیگر بالای هشتاد درصد گزارش شد. با این آمار تفاوت های منطقه ای در میزان مشارکت دیگر دیده نمی شود.
طبق گزاش چتم هاوس، ارتباط چشمگیری میان افزایش مشارکت مردم در انتخابات در یک استان و چرخش آرا به سمت آقای احمدی نژاد دیده نمی شود. فقدان این ارتباط باعث می شود تا این استدلال که آرا اکثریت محافظه کاران خاموش باعث پیروزی محمود احمدی نژاد شده، با مشکل رو به رو شود.
این گزارش می گوید در مورد آمار اعلام شده نیز نگرانی هایی وجود دارد. در دو استان یزد و مازندران، نتایج اعلام شده نشان می دهد که آرا به صندوق ریخته شده در روز انتخابات، بیشتر از میزان واجدان شرایط است و در چهار استان میزان مشارکت بیش از نود درصد است.
این گزارش می افزاید در کشوری که استفاده از رای مردگان مرسوم است، استفاده از شناسنامه متوفیان برای ریختن رای بیشتر به صندوق ها به صورت گسترده در جریان است. این امر مشکل ساز است اما غیر منتظره نیست. چنین مشکلی با احمدی نژاد شروع نشده است.
رای احمدی نژاد از کجا آمد؟
گزارش چتم هاوس می گوید طبق آمار رسمی اعلام شده، آقای احمدی نژاد در این انتخابات سیزده میلیون رای بیشتر از دوره پیش به دست آورده است.
با فرض اینکه او توانسته تمامی 11.5 میلیون رای سال 2005 خود را نگه دارد، این سیزده میلیون رای اضافی از سه منبع می تواند به دست آید.
-- حدود 10.6 میلیون شهروندی که در سال 2005 رای ندادند اما در این انتخابات شرکت کردند.
-- 6.2 میلیون نفری که در انتخابات دور پیش به رفسنجانی رای دادند.
-- 10.4 میلیون نفری که در دور پیشین انتخابات به نامزدهای اصلاح طلب رای دادند.
برای اینکه این آمار اعلام شده درست باشد، آقای احمدی نژاد باید تمام رای دهندگان جدید را به خود جذب می کرد، آرای هاشمی رفسنجانی را به خود اختصاص می داد و 44 درصد آرا رای دهندگان به اصلاح طلبان در دوره پیش را از آن خود می کرد.
طبق گزارش چتم هاوس، این نکته حائز اهمیت است که در برخی از استان ها، مهدی کروبی، روحانی اصلاح طلب در سال 2005 رای بالایی به دست آورد و آمار اعلام شده دولتی حاکی از آن است که حامیان دور پیشین او این بار به او یا آنگونه که انتظار می رفت به میرحسین موسوی رای نداده اند و به آقای احمدی نژاد متمایل شده اند.
برای بسیاری از اصلاح طلبان این وضعیت غیر محتمل است. مهدی کروبی یک اصلاح طلب شناخته شده و معروف است و دیدگاههایی بر خلاف آقای احمدی نژاد در مسایل سیاسی، فرهنگی، آزادی ها، مدیریت اقتصادی و سیاست خارجی دارد.
آیا مناطق روستایی نشین از احمدی نژاد حمایت می کنند؟
اگرچه بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که قبل و پس از انتخابات اخیر آقای احمدی نژاد در مناطق روستایی محبوب و پرطرفدار بوده اما آمار انتخابات سال 2005 این امر را نشان نمی دهد. بلکه آمار انتخابات دور پیش نشان می دهد که آقای احمدی نژاد رای خود را در آن سال عمدتا از مناطق شهری و حومه شهری به دست آورد.
طبق گزارش چتم هاوس، آمار نشان می دهد که بر خلاف آنچه رسانه های غربی می گویند روستانشینان، هوادار محمود احمدی نژاد نیستند. بسیاری از جمعیت روستایی ایران ترکیبی از اقلیت های قومی است. لرها، بلوچ ها، کردها و اعراب از جمله این اقوام هستند.
این قومیت های ایرانی یا معمولا به نفع نامزدهای اصلاح طلب رای داده و یا به فردی از قوم خود رای داده اند. رای آنها در انتخاب خاتمی در سال 1997 و 2001 مهم بود و در سال 2005 نیز عمدتا به مهدی کروبی و مصطفی معین رای دادند.
این گزارش می افزاید در این حال آمار سال 2009 نشاندهنده تغییر ناگهانی در این مساله است. این آمار نشان می دهد که آرا مهدی کروبی که در نواحی قومی پرطرفدار است از میان رفته و حتی در لرستان، زادگاه او آرا او از 440247 در سال 2005 به 44036 در سال 2009 رسیده است و 50.9 درصد آرا به سمت آقای احمدی نژاد چرخش یافته است و او 47.5 درصد آرا اصلاح طلبان در دور پیش را به خود اختصاص داده است.
منبع خبر : بخش فارسی خبرBBC
امروز چون بي بي سي فيلتر بود مجبور شدم شبکه ۱ رو ببينم ، البته خوب براي ما اين دروغها چيز عادي هست اما ويديويي رو ديدم که پخش کرد و توي اون ويديو مردم (اراذل و اوباش) دارن يکي از بسيجي ها رو مي زنن و جالب اينجاست که اين فيلم کاملش در YouTube هست، اين بسيجي داشته مردم رو با باتوم مي زده که دوستش با موتور فرار مي کنه و اين تنها مي مونه بعد مردم ميريزن سرش و باتوم خودش رو از خودش مي گيرند و مي زننش واقعا دلم ريش ريش شد چون اين فيلم بقيه داره و در آخرش يه لباس شخصي رو مي گيرن آي مي زنن آي مي زنن و يک کمي از ريش دلم باز شد. خشونت خوب نیست اما همه می دونیم که توی این دنیا با هر دست دادی ، از اون دست پس می گیری.من منتظر می مونم تا ببینم لباس شخصیها چی می شن؟آیا دولت دستور دستگیری و مجازات اونها رو میده؟
اما نمي دونم چرا تلويزيون اينها رو نشون نداد به نظر شما چرا؟هوم؟





به نظر شما اگر رادیو و تلویزیون به خانواده های داغدار یه تسلیت خشک و خالی می گفت ، به جایی برمی خورد؟اگه احمدی نژاد ازشون دلجویی می کرد به غرور کاذبش لطمه ای وارد می شد؟عکسها اینقدر دلخراش هستند که نتونستم همشون رو آپ کنم.
آیا اگر این اجتماعات مجوز داشت این همه خسارت جانی و مالی وارد می شد؟ چرا مجوز اجتماع ندادند؟واقعا چرا؟این سوال همواره با من خواهد بود .
مگر ۲۴ میلیون رای نیاورده بود؟پس مشکل کجاست اگر مجوز می دادند همه ما می دیدیم که طرفداران مهندس موسوی فقط در تهران هستند و در شهرستانها با وجود صدور جواز تجمع، هیچ کس برای موسوی تجمع نمی کرد و خیال همه راحت می شد مگر نه؟این ادعای طرفداران احمدی نژاد است.
آیا وقاحت اندازه دارد؟وقاحت کیهان را انتهایی هست؟

دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من
چو تخته پاره بر موج رها رها رهایم
نوشته شده توسط خودم در ساعت 3:59 |
لینک
|
شنبه سی ام خرداد 1388
تشكيل اجتماعات و راه پيمايي ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است. (اصل 27قانون اساسی)
بازرسي و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش كردن مكالمات تلفني، افشاي مخابرات تلگرافي و تلكس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع است مگر به حكم قانون. (اصل 25 قانون اساسی )
تفتيش عقايد ممنوع است و هيچكس را نميتوان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و مواخذه قرار داد. (اصل 23 قانون اساسی )
اصل، برائت است و هيچكس از نظر قانون مجرم شناخته نمي شود، مگر اين كه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد. (اصل 37 قانون اساسی)




بدون شرح ...

نوشته شده توسط خودم در ساعت 5:26 |
لینک
|
جمعه بیست و نهم خرداد 1388
حرکت عاشقان ولایت به سوی تهران
در حالی که فردا نماز وحدت بخش جمعه به امامت آیت الله خامنه ای برگزار می شود، گروه هایی از عاشقان ولایت از شهرهای دیگر نیز برای شرکت در این مراسم عازم تهران شده اند.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، صدها تن از طلاب و روحانيون حوزههاي علميه قم، به همراه اقشار مردم براي شركت در نماز جمعه اين هفته تهران كه به امامت مقام معظم رهبري برگزار مي شود، راهپيمايي 150 كيلومتري را آغاز كردند.
در اين راهپيمايي كه در مسافت 150 كيلومتري قم - تهران و از صبح امروز پنج شنبه شروع شده، راهپيمايان با سر دادن شعارهاي "حسين حسين شعار ماست، شهادت افتخار ماست "، "لبيك با خامنهاي لبيك با حسين است "، به سمت تهران و محل برگزاري نماز جمعه در دانشگاه تهران در حال حركت هستند.
همچنین شماری اتوبوس از برخی شهرهای استانهای دیگر نظیر یزد، عاشقان ولایت را به تهران منتقل می کنند.
همچنین سازمان بسيج دانشآموزي و فرهنگيان طي اطلاعيهاي از مردم تهران براي شركت در نماز جمعه دعوت كرد.
بازداشت همسر شهيد رجايي در حرم قم
خبرگزاري فارس به نقل از روانبخش از بازداشت همسر شهيد رجايي در حرم حضرت فاطمه معصومه (س) خبر داد.
گفته می شود خانواده و همسران برخی شهدای مشهور نظیر همت و باکری نیز همراه همسر شهید رجایی بوده اند.
قاسم روانبخش از طلاب هوادار احمدی نژاد با اشاره به حضور این خانواده های شهدا که برای درد دل با علما به قم رفته بودند، گفت: طي خبري كه در خصوص حركت اتوبوسهايي از تهران براي ايجاد آشوب و اغتشاش در قم پخش شد، به سرعت بسيجيان و مردم آگاه با حضور در وروديهاي شهر از وارد شدن اين اغتشاشگران به قم جلوگيري كردند. يكي از اين اتوبوسها كه اكثر زنان در آن حضور داشتند وارد قم شدند و خواستار ديدار با علما شدند.
وي افزود: با آگاهي علما و مراجع اين افراد كه جميله كديور، محتشميپور و همسر شهيد رجايي هم در بينشان بودند با دست رد علماي آگاه ما مواجه شدند و پس از اينكه حالت زاريشان نتوانست علما را نرم كند تا بر طبق خواسته آنان سخن بگويند، ميخواستند توطئه ديگري برپا كنند و در صحن آيينه حرم حضرت فاطمه معصومه (س) تحصن كردند، ولي پس از ساعاتي با شعارهاي مردم و كمك نيروي انتظامي دستگير شدند و اين توطئه خنثي شد.
روانبخش ادامه داد: اين توطئهگران با زيركي امشب را براي تحصن انتخاب كردند چون حرم حضرت فاطمه معصومه (س) شلوغ است و ميخواستند از اين شلوغي به نفع خود استفاده كنند و بگويند همه مردم ياور ما هستند كه با هوشياري مردم و نيروي انتظامي اين توطئه هم خنثي شد.
البته این خبر کذب نیز مثل خیلی از دروغهای ف.ا.ر.س. بعدها تکذیب شد
اینجا کلیک کنید ...
روزنامه کیهان امروز به تحریف سخنان رییس موساد پرداخت و با جرح و تعدیل جهت دار آن نوشت:
رئيس سازمان موساد با اعتراف تلويحي نسبت به جدي نبودن ناآرامي ها در ايران، از ادامه اين روند ابراز نااميدي كرد.
مئير داگان رئيس سازمان اطلاعات و جاسوسي رژيم صهيونيستي روز گذشته گفت: ناآرامي هايي كه در ايران شاهد هستيم محدود به تهران و يك منطقه ديگر است و مدت زمان طولاني ادامه نخواهد يافت.
داگان كه براي توضيح وضع سياسي ايران در كميته امور خارجي و امنيت پارلمان رژيم صهيونيستي سخن مي گفت ادعا كرد: تقلبي كه در انتخابات ايران رخ داد در هر كشور دموكراتيك ديگري نيز اتفاق مي افتد و تصميم گيرنده در ايران رهبري ديني آنهاست و اين امر قابل تغيير نيست.
اين مسئول صهيونيست همچنين مدعي شد كه تهران تا سال 2014 خواهد توانست نخستين بمب اتمي خود را براي استفاده آماده كند و اگر مشكلات فني ايجاد نشود توليد بمب اتمي كار دشواري نخواهد بود.توليد بمب اتمي ايران خطري براي اسرائيل است و بايد اين خطر را برطرف كرد.

این در حالی است که حتی مترجم سایت برنا وابسته به دولت، در انعکاس این خبر نوشت:
«مير داگان در گزارش خود به کميته سياست خارجي و دفاعي کنيست رژيم صهيونيستي از خاتمه اغتشاشات داخلي ايران ظرف چند روز آينده خبر داد.
"مير داگان" رييس سازمان اطلاعات و امنيت رژيم صهيونيستي گفت موج اغتشاشات ايران به حرکت براندازانه منجر نشده و ظرف چند روز آينده ساکت مي شود. وي در گزارشي که به کميته سياست خارجي و امور دفاعي کنيست اين رژيم ارائه داد افزود تشنجات ايران پيش از آنکه به حادثه اي مانند انقلاب تبديل شود خاموش خواهد شد.
رييس موساد خاطرنشان کرد: واقعيت در ايران چنين است که اين کشور بدليل انتخابات به سوي تغيير پيش نمي رود، ما و جهانيان اين موضوع را مي دانيم. به گفته داگان حتي اگر نامزد اصلاح طلبان نيز در انتخابات رياست جمهوري ايران به پيروزي مي رسيد کار براي اسرائيل سخت مي شد، زيرا تل آويو ناچار بود بار ديگر خطر ايران را براي موجوديت خود به جامعه جهاني توضيح دهد.
بر اين اساس با روي کار آمدن يک دولت ميانه رو سياست ايران در قبال رژيم صهيونيستي تغييري نمي کرد. رييس موساد در بخش ديگري از سخنانش گفت: نبايد فراموش کنيم که "موسوي" کسي است که سالها پيش از بنيانگذاران برنامه هسته اي ايران بوده است. به اعتقاد رييس سازمان اطلاعات و امنيت اسرائيل موضوع تقلب و يا بحثهاي جناحهاي ايراني بر سر نتايج آرا مساله اي داخلي است و هيچ ارتباطي با مسائل استراتژيک اين کشور بويژه پرونده هسته اي ندارد.
داگان به کميته سياست خارجي کنيست همچنين گفت ايران تا سال 2014 ميلادي نخستين بمب اتمي خود را توليد خواهد کرد و اين به شرطي است که برنامه کنوني هسته اي اين کشور به همان سرعت کنوني ادامه يابد. اين مقام اسرائيلي اعتراف کرد تحريمهاي عليه ايران تا حدودي توانسته اين کشور را تحت فشار قرار دهد اما از توقف برنامه هسته اي آن ناتوان بوده است. اين در حالي است که تهران در حال فائق آمدن بر تلاش بازدارنده غرب و شکستن حلقه تحريمها است. »
یکی از آفاتی که همهی ما را تهدید می کند این است که منطق طرف مقابلمان را درک نکنیم. البته قبول دارم بعضی وقتها اصولا پیدا کردن هر نوع ربط و منطقی در بین کارها و تصمیمات بعضی افراد غیرممکن است اما بالاخره وظیفه ایجاب میکند که افرادی مثل من، ربط و منطق هم جور کنند. سختترین وظیفه در این میان البته پیدا کردن دلایل منطقی و عقلانی برای رای دادن به جناب آقای دکتر احمدی نژاد در انتخابات پیشرو است که از آنجایی که اینجانب طنزپرداز بسیار زبردستی هستم این کار را انجام دادهام به چه خوبی.
دلایل انتخاب احمدینژاد:
1- احمدی نژاد به نهاد خانواده اهمیت ویژهای میدهد. بخشی از این اهمیت ویژه به خانواده ما امت همیشه در صحنه بازمیگردد که البته زیاد قابل بیان نیست و فقط میتوان با یادآوری مسائلی مثل رشد 250 درصدی قیمت مسکن، تورم 25 درصدی و بیکاری فزاینده به آنها اشاره کرد. اما بخش دیگری از این خانوادهمحوری توجه ویژهای است که این رئیس جمهور محجوب و فروتن از فرط شرم و اخلاص از یادآوری آن سر باز میزند و با فداکاری در صدد است که افتخار آن را به افرادی نظیر هاشمی و ناطق نوری منسوب کند. اما خورشید که همیشه پشت ابر نمیماند. انتساب هفت هشت باجناق و برادر و داماد و پدر عروس و امثال اینها (که نمونههای بیشتری از آن را میتوانید
اینجا ببینید) همگی نشان از خانواده دوستی ایشان دارد که دلیل خوبی برای رای دادن به برادر احمدینژاد است.
2- افتخار آفرینی. اگر در دولت خاتمی ادعا میشد که هر نه روز یک بحران بوجود میآید، در دولت دکتر احمدینژاد هر 9 ساعت یک افتخار آفریده میشود. بسیاری از این افتخارات نظیر کشف انرژی هستهای در آشپزخانه توسط یک دختر 16 ساله (
ببینید) مستقیما به تدبیر و هوش و ذکاوت خود دکتر احمدینژاد بازمیگردد که همین امر رای دادن به ایشان را لازم مینماید. باشد که شاهد افتخارات دیگری نظیر شکافت هستهای با دستهی هاون توسط یک پیرزن 70 ساله بر روی ایوان، طراحی زیردریایی اتمی توسط دختربچه 4 ساله در وان حمام، کشف دوباره داروی ایدز توسط حسن آقا عطار با تخمهای گوناگونی نظیر تخم شمبلیله و رازیانه و گلابی... (خود حسن آقا استثناست!) و غیره باشیم.
3- حفظ روحیهی نشاط. انصافا به همین یک دلیل میلیونها نفر حق دارند به دکتر احمدینژاد رای بدهند. گرفتن ژستها و عکسهای بامزه، انجام مصاحبههای بامزهتر، بزغاله خواندن منتقدان، اهدای جایزه منتقد نمونه به حسین شریعتمداری، اجرا و سپس تکذیب قرص و محکم هاله نور و صدها مورد از این دست که هر کدام لبخند و حتی قهقهه به لب و شکم شهروندان عزیز میرساند یک مزیت دیگر احمدی نژاد است که هیچ معلوم نیست رقبای ایشان از پس آن برآیند یا خیر.

4- انعطاف در مدیریت. بر خلاف تبلیغات رایج ، دکتر احمدینژاد اسطورهی انعطاف و نوآوری در مدیریت است. حذف هزاران مدیر از دولت میتواند نشانه هیچ چیز نباشد اما در عوض نگاه کنید که چگونه پس از آنکه سه سال تمام گشت ارشاد در دولت ایشان با چماق با بدحجابها برخورد میکرد دکتر احمدینژاد در عرض مدت کوتاهی گشت ارشاد را نه تنها اصلاح کرد بلکه حتی آنها را موظف به حفظ امنیت بانوان بدحجاب در حین تبلیغ برای ایشان کرد. همانگونه گه در زیر میبینید:

قبلا

فعلا! (آن هم در مراسم عزاداری حضرت فاطمه میدان ولی عصز)
5- سرعت بسیار زیاد در رفع نواقص. دکتر احمدینژاد تنها سیاستمداری بر روی کره خاکی است که توانایی کاهش سیزده درصدی تورم فقط در عرض 45 دقیقه را داراست. وی در همین زمان بسیار محدود قادر است وضعیت مسکن را بهبود ببخشد و بیکاری را تک رقمی کند. شمهای از این توانایی منحصر به فرد را ملت ایران با چشم خویش در جریان مناظره ایشان با کروبی دیدهاند و البته باقی آن را با جاهای دیگر خود لمس کردهاند!
6- حفظ حقوق اپوزوسیون. رعایت حقوق دگراندیشان و دگرباشان که نیروهای اصلاح طلب دائما بر روی آن مانور میدهند در طول برقرار جمهوری اسلامی ایران فقط در دوره دکتر احمدی نژاد میسر شده است و لاغیر. دکتر احمدینژاد نه فقط خودیها که حتی غیر خودیهایی تا حد ضد انقلاب و سلطنت طلبان را هم در زیر چتر حمایتی خود آورده است. وی همانگونه که همزمان چهار باجناق خود را با گماشتن در مناصب دولتی شاد و راضی میکند، چنان قلب رئوفی دارد که حتی به فکر ضد انقلاب هم هست و با زیر سوال بردن اکثر مسئولان کلیدی جمهوری اسلامی و انتساب آنها به رانتخواری و فساد، آنها را خوشحال و راضی نگه میدارد و از این رو هیچ بعید نیست که تلاشهای قهرمانانهی ایشان باعث شود حتی مجاهدین خلق و سلطنتطلبان هم با شوق و هیجان به پای صندوقهای رای بیایند.
7- دکتر احمدینژاد هیچ اعتنایی به مال دنیا ندارد. او بر عکس رئیس جمهورهای دنیادوست و مالپرست قبلی که دائما چشمشان به دلارها و ریالها بود که کجا میروند و چه میشوند، آنقدر وارسته است که نیم نگاهی هم به این چیزها ندارد. مال دنیا برای این رئیس جمهور ساده زیست مثل چرک کف دست است و بهترین شاهد این مدعا، گم شدن 300 میلیارد تومان از بودجه شهرداری در دوران شهرداری وی و گم شدن یک میلیارد دلار از بودجه سال پیش از بودجه دولت است که برای تمام آنها حتی خم هم به ابروی رئیس جمهور محترم نیامد.
8- فرهنگی بودن احمدینژاد. دکتر احمدینژاد از تمام روسای دولتهای طول تاریخ ایران فرهنگیتر است. علاقه شدید او به ادبیات باعث شد تا مثل "کارو" نامههای سرگردان فراوانی به رهبران و روسای جمهور کشورهای مختلف بنویسد که البته همگی بیجواب ماند. سفرهای استانی که تا کنون بیش از 60 قسمت آن پخش شده است به همت این مرد هنرمند ساخته شده است. همچنین تابلوهای نقاشی سورئالیستی وی که با نام "آمارهای آنچنانی" چند شب پیش در معرض تماشای عموم قرار گرفتند یکی از خیالانگیزترین مجموعههای نقاشی تاریخ هنر هستند که رنگ قالب آنها قهوهای است.
9- احمدینژاد اهل حقوق بشر است. او بسیار بیشتر از اصلاحطلبانی نظیر کروبی به فکر زندانیان سیاسی بوده است و تا به آنجا از خود حسن نیت نشان داده که اصولا منکر وجود دانشجویان ستارهدار و زندانی است. از سوی دیگر او ترتیب آزادی ملوانان انگلیسی، هاله اسفندیاری و رکسانا صابری را داده است. البته در مورد دو فرد آخری لازم به ذکر است که این افراد چون آزاد بودند و دکتر احمدینژاد اصرار فراوانی بر آزادسازی آنها داشت، نهادهای امنیتی دولت وی مجبور شدند آنها را به اتهام سنگین جاسوسی ابتدا دستگیر کنند تا پس از آن با دستور ایشان آزادشان کنند.
این هم چند تا عکس از اراذل و اوباش و ایادی بیگانه و اغتشاش گر و البته خس و خاشاک!!!
مهاتما گاندی:
ابتدا تو را به حساب نمی آورند
بعد مسخره ات می کنند
آنگاه به مبارزه ات می آیند
سرانجام "تسلیم ات"می شوند
آن خس و خاشاک تویی
پستتر از خاک تویی
شور منام، نور منام
عاشق رنجور منام
زور تویی، کور تویی
هالهی بینور تویی
دلیر بیباک منام
مالک این خاک منام
نوشته شده توسط خودم در ساعت 3:36 |
لینک
|
پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388
بسم رب الشهداء و الصدیقین
بسمه تعالی
ملت شریف ایران
همانگونه که می دانید طی روزهای گذشته و در نتیجه برخوردهای غیرقانونی و خشونت بار با منتقدان و معترضان نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری شماری از هموطنانمان مصدوم و تعدادی نیز به شهادت رسیده اند. اینجانب ضمن عرض تسلیت به خانواده های شهدا و همدردی با مصدومان و مجروحان از همگان درخواست می کنم بعد از ظهر روز پنج شنبه بیست و هشتم خردادماه به هرصورت ممکن، اعم از اجتماع در مساجد و تکایا و یا برگزاری راهپیمایی های مسالمت آمیز با استفاده از نمادهای سوگواری همدردی خود را با بازماندگان اعلام کنند و بدیهی است که خود نیز در این مراسم شرکت خواهم کرد.
میرحسین موسوی
برادر شهیدم رایت رو پس می گیرم
=======================================
دوستانی که به محسن رضایی رای دادن برای صیانت از آرای خودشون به سایت رضایی مراجعه کنند:
http://www.rezaei.ir
=======================================
آیا راهپیمایی شنبه مجوز می گیرد؟
به گزارش قلم نیوز، مجمع روحانیون مبارز در نامهای به فرمانداری تهران برای روز شنبه مورخ 30/3/88 به منظور برگزاری راهپیمایی از میدان انقلاب تا آزادی درخواست مجوز کرد.
=======================================
برآورد قاليباف از تعداد راهپیمایان آزادی
يكي از نمايندگان عضو فراكسيون اصولگرايان در حاشيه جلسه علني روز گذشته مجلس به صورت غيررسمي اعلام كرد كه در گزارش كه از سوي محمدباقر قاليباف شهردار تهران به مجلس ارائه شده آمده است براساس متراژها و اندازهگيريهاي صورت گرفته در تجمع حاميان ميرحسين موسوي در ميدان آزادي حداقل سه ميليون معترض حضور داشتهاند.
=======================================
ابعاد حمله به منزل نمایندگان مجلس فاش شد
اگرچه در وهله اول به نظر می رسید که این اقدام برنامه ریزی شده بوده است اما یکی از نمایندگان مجلس به "خبر" گفت: فرزندان برخی از نمایندگان در جریان راه پیمایی های اخیر و تجمعات خیابانی مشغول شعار دادن بوده اند که برخی عناصر لباس شخصی به طرف آنها حمله ور می شوند. برخی از فرزندان نمایندگان مجلس در فرار از دست مهاجمان به سمت خانه خود باز می گردند. به این ترتیب مهاجمان بی آنکه بدانند که این مجتمع مسکونی مربوط به نمایندگان مجلس است، به دنبال آنها وارد مجتمع مسکونی می شوند.
در این مجتمع مسکونی دوربین های مدار بسته ای نصب شده است که تمامی مراحل هجوم لباس شخصی ها و اغتشاشگران به مجتمع مسکونی نمایندگان را از ابعاد مختلف فیلم برداری کرده و چهره تمامی آنها را نشان می دهد. این فیلم ها در اختیار واحد حراست این ساختمان ها و مجلس قرار داده شده است تا نسبت به شناسایی این اغتشاش گران اقدام کنند. به گفته محمدرضا تابش که در این مجتمع زندگی می کند، ماهیت این افراد شناسایی شده و در حال رسیدگی به آن هستند.
گفتنی است در این مجتمع مسکونی که شامل سه آپارتمان هفت طبقه دو واحدی است، بسیاری از نمایندگان دوره گذشته مجلس نیز سکونت دارند. نمایندگانی همچون مرتضی تمدن که اکنون استاندار تهران است و محمد عباسی و عبدالرضا مصری که اکنون وزرای دولت نهم هستند. در خیابان نزدیک به این مجتمع نیز خودروهای بسیاری پارک شده بود که به گفته شاهدان عینی تخریب شده اند.
نوشته شده توسط خودم در ساعت 13:36 |
لینک
|
چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388
شورای نگهبان با نمایندگان نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری نشستی برگزار کرده و عباسعلی کدخدایی سخنگوی این شورا بعد از این نشست اعلام کرده "احتمال ابطال آراء دور از ذهن نیست."
آقای کدخدایی در پاسخ به سئوالی که تا چه حد امکان ابطال آراء وجود دارد گفته است:"اگر شما احتمال را می پرسید، این احتمال دو از ذهن نیست اما این که ادعاهایی که شده چقدر صحت دارد باید بررسی صورت گیرد و نتیجه اعلام شود."
به گفته آقای کدخدایی، نمایندگان نامزدها،"تقاضای بازشماری برخی از صندوق ها را داشته که ما اجمالا موافقت خود را اعلام کردیم اما باید در جلسه شورا تصویب شود. ما آماده هستیم به صورت اتفاقی و موردی با حضور نمایندگان داوطلبان (آراء) بازشماری شود."
بعد از انتشار نتایج انتخابات اعتراض های گسترده ای از سوی نامزدها و طرفداران نامزدهای جناح اصلاح طلب نسبت به آن صورت گرفت و شهرهای بزرگ ایران به خصوص تهران در سه روز اخیر شاهد ناآرامی بوده است.
در پی این ناآرامی ها، آقای موسوی با رهبر ایران دیدار کرد و آقای خامنه ای گفت که تاکید کرده تا شورای نگهبان به این اعتراض ها رسیدگی کند.
بعد از آن شورای نگهبان اعلام کرد که با نمایندگان نامزدها نشست برگزار می کند تا نحوه پیگیری ها و چگونگی رسیدگی شورای نگهبان برای آنها توضیح داده شود.
همزمان با آن روز دوشنبه 25 خرداد صدها هزار نفر از طرفداران آقای موسوی در خیابان مرکزی شهر تهران به راهپیمایی پرداختند و آقایان موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین نیز در جمع آنها حاضر شدند.
این راهپیمایی آرام در ساعات پایانی به خشونت کشیده شد و بنابر گزارشهای رسمی در جریان آن هفت نفر کشته و 29 نفر زخمی شده اند.
شورای نگهبان: این نتایج اولیه است
شورای نگهبان علاوه بر بررسی صلاحیت نامزدهای انتخابات، مسئول نظارت بر انتخابات نیز هست و بدون تائید این شورا، نتایج این انتخابات قانونی نخواهد بود.
به گفته آقای کدخدایی، "نتایجی که از سوی وزارت کشور اعلام شده، نتایج اولیه است و صحت انتخابات باید به تائید شورای نگهبان برسد."
بنابر قانون، شورای نگهبان به مدت هفت تا ده روز فرصت دارد به شکایت ها رسیدگی کند و به گفته آقای کدخدایی، تاکنون سه نامزد انتخابات، گزارشی از تخلفات در برخی صندوقها و شهرستانها به شورای نگهبان ارائه داده اند.
"گزارشاتی از تخلفات در برخی حوزه ها، صندوق ها و شهرستان ها ارائه شد که ما درخواست کردیم این موارد را کامل کنند که بعضی برای ما ارسال کردند."
سخنگوی شورای نگهبان گفت در نشست امروز سه شنبه 26 خرداد با نمایندگان نامزدها "ما روند قانونی رسیدگی به شکایات را توضیح دادیم و مطالب آنها را نیز شنیدیم. قرار شد مطالب در جلسه عمومی شورا مطرح شود و ما نتیجه را به آنها (نامزدها) اعلام کنیم."
" الهی و ربی من لنا غیرک یا ربی"
نوشته شده توسط خودم در ساعت 1:7 |
لینک
|
چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388
رسانه ملی به شعور مردم توهین نکند
نامه ای خطاب به رییس رسانه میلی
بسمه تعالي
رياست محترم سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران
جناب آقاي مهندس ضرغامي
با سلام و احترام
وقتي رسانه اي ملي است كه مربوط به ملت باشد و منعكس كننده نظرات ملتي باشد كه جامعه اي بزرگ را تشكيل مي دهد. اگر رسانه اي صرفاً بيان كننده ديدگاه جناحي خاص باشد، ديگر نمي تواند رسانه ملي باشد. پس اگر از رسانه اي فقط يك صدا شنيده شود، آن رسانه تك صدايي و حزبي است و ديگر ملي نيست. چون به جز جامعه مردگان هيچ جامعه اي در هيچ دوراني نمي تواند تك صدايي باشد و اين نيز براي جامعه زنده و پوياي ما مصداق ندارد.
به همين روال رسانه ملي نمي تواند و نبايد رسانه دولتي باشد و الا هر دولتي آنرا به ساز خود خواهد چرخاند. چرخ سازمان شما با ماليات مردم مي چرخد پس سعي كنيد ملي باشيد و ملي رفتار كنيد.
همچنين دست اندركاران رسانه ملي بايد براي مخاطبان خود حداقل به اندازه خودشان فهم و شعور قائل باشند و به آنها احترام بگذارند نه اينكه خداي ناكرده در تصورات ذهني خود محاسبات ديگري داشته باشند.
اما داستان بي احترامي همكاران شما به ملت فهيم و بزرگ جمهوري اسلامي ايران:
نمي دانم كه آيا شما برنامه گفتگوي خبري شبكه دوم را در دوشنبه شب ( 25/3/1388 ) ملاحظه فرموديد يا خير؟ گزارشي تقديم مي شود و اميدوارم به احترام تمام ملت نتيجه اقدام خود را در خصوص آن، به مجموعه مخاطبين خود اعلام نموده تا شايسته نام رسانه ملي باشيد.
طبق روال معمول برنامه گفتگوي خبري حدود ساعت 45/22 دقيقه شروع شد. موضوع آن هم نقش نظارتي شوراي نگهبان بر انتخابات بود. آقاي دكتر كدخدايي سخنگوي شوراي محترم نگهبان نيز مهمان برنامه بودند. زير نويس برنامه شماره پيامك 30002230 را اعلان ميكرد تا نظرات بينندگان را دريافت كند.
اين موضوع را تلفني با همكاران شما در روابط عمومي مطرح كردم و يادآور شدم كه از اواخر روز پنج شنبه امكان ارسال پيامك وجود ندارد. دوستان شما هم اين بخش را از زيرنويس حذف كردند. در اثناي برنامه نيز مجري نامسلط برنامه با اشاره به پيامك هاي دريافتي از بينندگان مواردي را به عنوان سئوال از مهمان برنامه مي پرسيد؟!
من دخالتي در نحوه برخورد شخصيت حقوقي مهمان برنامه با اين موضوع ندارم و پيش داوري هم نمي كنم كه ايشان با اطلاع يا بدون اطلاع تنها قرار بوده به سوالات مشخص برنامه پاسخ بدهد و يا قرار بوده به سوالات مردم هم پاسخ دهند. اما براي خودم اين حق را قائلم كه رسانه اي كه با پول ماليات بنده فعال است و نام خود را رسانه ملي مي گذارد به اينجانب بي احترامي و توهين نكند و براي من نيز حداقل به اندازه دست اندركاران آن شعور قايل باشد.
عین این مسئله به شبکه تهران نیز تذکر داده شد .
نوشته شده توسط خودم در ساعت 0:56 |
لینک
|
سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388
اللهم عجل لولیک الفرج
"یکی از نشانه های ظهور مولایم ولی عصر، همانا تسلط ظالمان بر مظلومان است آنگاه که ظلم همه جا را فرا بگیرد"
این ها خس و خاشاکی هستند که احمدی در سخنرانی مسخره خودش بیان کرد ببینید خس و خاشاک رو ،همونها که به قول این مردک بی تربیت از مسابقه فوتبال برگشتند :



این ها هم همون مردمی هستند که به قول احمدی و تلویزیون میلی ایران اراذل و اوباش هستند و شیشه می شکنندشاهدان عینی بارها بیان کردند که لباس شخصی ها و خود نیروهای دولتی این خرابکاریها رو راه می اندازن تا مردم رو راحت تر سرکوب کنند:به سرباز سمت چپ عکس توجه کنید:

ننگ بر تو و ایادی وحشی تو که از بالای بام پایگاه های بسیج از پشت بر مردم تیر می گشایند ننگ بر تو

نوشته شده توسط خودم در ساعت 10:42 |
لینک
|
دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388
از چه می ترسی احمدی؟
تو که تقلب نکردی؟تو که دیروز با اتوبوس از حاشیه تهران مرید نیاوردی؟دوربینهایی که زوم کرده بودند را همه دیدند صدایی که قطع و وصل می شد را همه شنیدند تظاهرات میلیونی ما را هم دیدی ، دوستان ما اتوبوسهای پر از پرچم شما را دیدند.
از چه می ترسی؟؟
سایتها چرا فیلتر شده اند؟چرا مجوز راهپیمایی نمی دی تا محسن بفهمه شعور مردم رو باید ببینه.
چرا اس ام اس قطعه چرا برادرها و خواهرهای منو به خاک و خون می کشی؟


مرگ بر دیکتاتور
نوشته شده توسط خودم در ساعت 13:42 |
لینک
|
دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388
در پی حمله نیروهای لباس شخصی و امنیتی به تجمع دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران، بیش از پانزده تن از دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران در اثر اصابت گلوله به ایشان، به شدت مجروح شدند.
تجمع دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران که از آغاز یکشنبه شب، بیستوچهارم خرداد ماه آغاز شدهبود. با ورود نیروهای لباس شخصی و امنیتی به داخل کوی و مستقر شدن در ساختمان تخلیهشده 23 میرود که به جنگی نابرابر تبدیل شود
نیروهای امنیتی که دور تا دور کوی را از ساعت نزدیک به 23 یکشنبه شب تحت اختیار دارند، چند بار برای ورود به کوی تلاش کردند که این تلاش با مقاومت دانشجویان ناکام ماند. اما پس از آغاز حمله تمام عیار نیروهای امنیتی به کوی دانشگاه که با پرتاب نارنجک صوتی، گاز اشکآور و تیراندازی زمینی به تمام درهای کوی دانشگاه همراه بود، توانستند وارد کوی دانشگاه شوند و در ساختمان 23 مستقر شوند که از آغاز تجمع به علت عدم امنیت حداقلی از سوی دانشجویان ترک و کاملاً تخلیه شدهبود.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط خودم در ساعت 13:21 |
لینک
|
یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388
بسمالله الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون
محضر مبارک مراجع عظام و علمای اعلام
با اهدای سلام، اينجانب اطمينان دارم که روند حوادث انتخابات رياست جمهوری دهم را با دقت پيگيری کردهايد. اگر چه توسل به دروغ و استفادهی بی حساب از امکانات عمومی و دولتی برای تبليغات يکسويه به سود نامزد حاکم به خوبی نشان دهنده عزم اين گروه خاص برای پيروزی به هر قيمت و از هر راه ممکن بود، اما تصور تقلب در آرای مردم تا اين اندازه و برابر انظار شگفتزده جهانيان از حکومتی که تعهد به عدالت شرعيه از ارکان اساسی آن شمرده میشود، برای کسی ممکن نبود.
امروز که با حيرت تمام شاهد چنين تصورات جسورانه در امانت مردم هستيم و تمامی راهها برای احقاق حق بسته شده، مواجه شدن مردم مظلوم با سکوت علما و مراجع که ملجا راسخ اين ملت شمرده میشوند، خسارتی بيش از يک تغيير در آرا را به دنبال خواهد داشت.
عواملی به بهانههای واهی با چوب و چماق و باطوم و شوک الکتريکی به جان اعضای ستادهای اينجانب و مراجعه کنندگان سرگردان و مبهوت از اين وضعيت افتادهاند، در حالی که اميدی به کارايی قوه قضاييه محترم نمیرود زيرا جايی که دادستان کل کشور نتواند از سخن قانونی خود در پيشگيری از سخنرانی اضافی نامزد حاکم در سيما جلوگيری نمايد، با چه ابزاری میتواند از اين خشونت سياه بازداری کند؟ به حسب وظيفه صيانت از آرای مردمی که اينک دچار چنين زيان عظيمی شدهاند عرض حالی تقديم و يادآور میشوم که شايد تذکر به جای شما به مسوولان مفيد واقع شود.
اياک و الظلم لمن ليس له الا الدعا
برادر شما - ميرحسين موسوی
نوشته شده توسط خودم در ساعت 15:53 |
لینک
|
یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388
آخرين خبرها: خبرها حاکي از اين است که مهندس موسوی در تدارک تحصنی عمومی و ملی است که تا ساعات آينده اعلام مي شود ...
بنا بر گزارش های دريافتی آيت الله صافی گلپايگانی نسبت به کودتا هشدار داد. همچنين گفته می شود مهدی کروبی لباس روحانيت اش را به نشانه عزا از تن درآورده است. خبر رسیده که از میان بازداشت شدگان، بهزاد نبوی آزاد شده است. ساعت ۵ عصر امروز حاميان موسوی از ستاد ميرحسين موسوی خيابان ميرهادی در وليعصر حوالی زرتشت به سمت تجريش می روند. کروبی در بيانيه اش از مردم خواست لباس سياه به تن کنند. از روز گذشته شايعاتی در مورد اعتراض آيت الله صانعی به نتيجه انتخابات منتشر می شد که هرگز تاييد نشد. اما از ساعاتی پيش اين شايعات اوج گرفت گفته می شود آيت الله صانعی برای بست نشستن به تهران آمده است. او اعلام کرده که احمدی نژاد رييس جمهور نيست و همکاری با او حرام است. اينک شايعاتی قوی از محاصره دفتر اين مرجع تقليد پخش شده است. دسترسی با سايت آقای صانعی هم از ساعاتی پيش غير ممکن شده اما پيش از آن استفتائی از ايشان در سايتشان منتشر شده بود که حرمت و معصيت کبيره بودن هرگونه دستکاری در آرای مردم را به خاطر خيانت در امانت و حقوق مردم اعلام می کرد.
??? Where Is My Vote
این خبر هنوز از سوی ستاد هماهنگی میر حسین تایید نشده
نوشته شده توسط خودم در ساعت 15:42 |
لینک
|
شنبه بیست و سوم خرداد 1388
ميرحسين موسوي در بيانيهاي اعلام كرد؛
مهندس میرحسین در بیانیهای به مسوولان توصیه کرد بیش از آن که دیر شود روند فعلی شمارش آرای انتخابات را فورا متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت بازگردند و بدانند که خروج از عدالت مشروعیت زداست.
به گزارش قلمنیوز، متن کامل بیانیه مهندس میرحسین موسوی به شرح زیر است:
« بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران
نتایجی که برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد بهتآور است؛ مردمی که در صفهای طولانی اخذ رای شاهد ترکیب آرا بودند و خود میدانند که به چه کسی رای دادهاند با حیرت تمام به شعبدهبازی دستاندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه میکنند. آنان اینک بیش از همیشه به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده است. اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار میدهم که تسلیم این صحنهآرایی خطرناک نخواهم شد. نتیجه آن چه که از عملکرد متصدیان بیامانت دیدهایم و میبینیم جز تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و حاکمیت دروغ و استبداد نیست. اینجانب طبق وظیفه شرعی و ملی خویش به افشای رازهای پشت سر این روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابود کننده آن را بر سرنوشت کشور توضیح خواهم داد و ترس آن دارم که ادامه وضع موجود همه نیروهای موثر در نظام را به توجیهگرانی دروغگو در مقابل مردم تبدیل کند و دنیا و آخرت آنان را در معرض لطمههای جبرانناپذیر قرار دهد.
به مسوولان توصیه میکنم بیش از آن که دیر شود این روند را فورا متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت بازگردند و بدانند که خروج از عدالت مشروعیت زداست. آنان بیش از هر کس دیگر از این حقیقت باخبرند که در این کشور انقلابی بزرگ و اسلامی صورت گرفته است. کمترین پیام انقلاب ما این است که مردم آگاهند و در برابر کسانی که با تقلب روی کار بیایند تمکین نخواهند کرد.
اینجانب از همین فرصت استفاده میکنم و ضمن تشکر از عواطف ملت بزرگوار ایران به آنان تذکر میدهم که ایران این موجود آسمانی متعلق به آنان است و نه متقلبان، این آنان هستند که باید با هوشیاری خود از آن حفاظت کنند. خائنین به آراء مردم ابایی از آن ندارند که این خانه پارسایان به آتش کشیده شود. ما موج عقلانیت سبز خود را که برگرفته از تعالیم دینی و علایق ملت ما به اهل بیت پیامبر (ص) است با تمامی شور ادامه میدهیم و با شورش دروغ که در کشور طغیان کرده و چهره آن را آلوده است مبارزه میکنیم، اما اجازه نخواهیم داد که حرکات ما شکل کور به خود بگیرد.
جا دارد از یکایک شهروندانی که برای رساندن این پیام سبز هر کدام ستادی بودند و تمامی ستادهای مردمی و رسمی که در انتخابات فعالیت میکردند سپاسگذاری کنم و تاکید کنیم که تا رسیدن به نتیجهای که کشور ما لایق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نیاز است.
و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علی ما اذیتمونا و ع لی الله فلیتو کل المتوکلون
میرحسین موسوی»/
نوشته شده توسط خودم در ساعت 13:49 |
لینک
|