این مطلبی است که در وبلاگ "مهدی بیا" دیدم، به نظرم جالب اومد چون در حالی که رفته رفته از بسیج و سپاه ناامید میشدم این نویدبخش خبرهای خوب بود،سبزاندیشان باید توجه داشته باشند که امثال این جوان پاک در سپاه و بسیج کم نیستند باید با زبان منطق و ملایمت اینها رو به سمت حق و حقیقت راهنمایی کرد.آن روز که جنبش سبز ،آلوده به چاشنی خشونت بشه اون روز مرگ جنبش حقیقت جویانه ایران خواهد بود.بیایید شعار مرگ بر ... رو از شعارهامون حذف کنیم . نباید اشتباه ۳۰ سال پیش پدرانمون رو تکرار کنیم.
برادران مهدوی نیا در این وبلاگ نوشته اند :
رهبر عزیز گرانقدر با شما و مشاوران شما سخنی داشتم که هر چند گفتنش شاید آب به آسیاب دشمن خواهد ریخت ولی هر چقدر خواستم که ننویسم و نگویم تاب نیاوردم و شاید گفتنش جلوگیری از رفتن به مسیری باشد که در انتخاب آن اشتباه کرده ایم . امیدوارم این شکایت و افسردگی مرا بعنوان یکی از میلیونها بسیجی و فدائیان راه ولایت که لحظه ای در جهت حفظ این نظام مقدس از راه ولایت و پشتیبانی از ولایت فقیه غافل نشده بپذیرید و چاره ای برای برون رفت از این وضعیت بحرانی هر چه زودتر بیندیشید . روز شنبه نهم آبانماه جلسه ای در پایگاه بسیج به دعوت فرمانده پایگاه داشتیم که در آن جلسه ، راهکارها و روشهای مسالمت آمیز برخورد با اغتشاشگران مراسم 13 آبان از سوی فرمانده پایگاه قرائت شد . و در پایان جلسه یک ساعت ونیمه از سوی فرمانده به هر یک از اعضای فعال بسیج پایگاه مبلغ چهارصد هزار تومان بصورت چک پول نقدا پرداخت شد که رسید آن نیز گرفته شد که پرداخت این مبلغ در پایان چنین جلسات بی سابقه بود . و مهمتر از آن فرمانده پایگاه اعلام کرد که پس از گذر از 13 آبان به ازای دستگیری هر یک از اغتشاشگران و همچنین ارائه مدارکی مستند بر اغتشاشگری افراد مذکور که میتوان با همراه داشتن چند شاهد بین خود و یا دوربین فیلمبرداری و یا عکسبرداری این مستندات را در هنگام اغتشاشگری و دادن شعارهای ضد انقلاب تهیه کرد . مبلغ دویست و پنجاه هزار تومان تشویقی برای هر یک اغتشاشگر دریافت خواهید کرد .
از فرمانده پایگاه پرسیدم که این مبالغ از کجا تامین میشود . ایشان با اینکه نخواستند فاش کنند ولی بدلیل پافشاری من فرمودند از نمایندگی بیت رهبری در سپاه . حال با این تفاسیر از رهبرم سوالی دارم . رهبر من . اگر منبع این تشویقی ها شما یا اطرافیان شما هستند آیا فکر نمیکنید مشاوران و اطرافیان شما در این امربه شدت دچار اشتباه شده اند . آیا این حرکت هر چند که خیر خواهانه است ولی توقع تعدادی از بسیجیها را در مقابل کاری که بیشتر و فقط به خاطر حفظ آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی و پیشرفت آن است انجام میدهند بالا نخواهد برد ؟ و آیا این حرکت کوچک کردن رسالت و حرکتی که ما بسیجیها برای سربلندی ایران اسلامی انتخاب کرده ایم و اکنون در خیابانهای تهران و شهرهای مختلف با دشمنان آن دست به گریبان هستیم نخواهد بود ؟ آیا این نرخ گزاری عملی شایسته است ؟ آیا در جبهه های جنگ حق علیه باطل ما برای پول و مادیات از جان خود گذشتیم و به خط مقدم جبهه ها هجوم بردیم ؟ آیا آن زمان سخن از پول و مادیات بود ؟ ای کاش مشاوران رهبرم قبل از این حرکت که به نظر من نسنجیده صورت گرفته تاملی میکردند تا اینگونه شاهد فیلمهایی که در 13 آبان در صدر خبرهای جهان قرار گرفته نباشیم . اینچنین که من دریافته ام این مبالغ تشویقی نیز به یگانهای ویژه نیروی انتظامی و بعضی از ارگانهای دیگر ارائه شده که اینچنین تعداد دستگیریها و درگیری و خشونت در 13 آبان در نقاط مختلف تهران را بالا برد . من خود شاهد بودم که برای افزایش تعداد دستگیریها در 13 آبان فرمانده بسیج یکی از مناطق تهران با همکاری تعدادی از پرسنل یگان ویژه نیروی انتظامی پارکینگ منزل خود را تبدیل به یک بازداشتگاه موقت کرده بود که در عصر 13 آبان بیش از 2 مینی بوس افراد دستگیر شده اعم از زن و مرد به بازداشتگاه سپاه انتقال دادند . آیا این یک نوع افراط و تفریط نیست ؟ ایا نباید فکری برای صورت مسئله کرد ؟ تا کی اینچنین رفتار کنیم ؟
رهبرم . شاید نباید این اطلاعات را در اینجا میدادم . شاید هم از کرده خود پشیمان شوم . اما نمیدانم شکایت خود را از مشاوران شما به کجا برم ؟ چگونه میتوانستم حرف دل خود را به شما بازگویم . رهبرا چاره ای اندیشه کنید که دیگر اینچنین نشود . خواهش میکنم . استدعا دارم که مادیات را در راه حفظ نظام وارد این وظیفه مقدس نکنید .
به خدا قسم که وقتی که فیلمهایی را از اهانت و بی حرمتی فریبخوردگان به محضر شما و آقا امام زمان ( عج ) دیده ام من و خانواده ام اشک از چشمانمان جاری شد . چرا باید به اینجا برسیم که در داخل کشور شاهد اینچنین رویدادهایی باشیم که حتی در کشورهای مسلمان و حتی غربی جرات چنین کاری را به خود نمیدهند ؟ آیا این نتیجه همان افراط و تفریط در برخوردی نیست که در روزهای اخیر علیه تعدادی از مردم فریبخورده به کار بسته ایم ؟ ای کاش مشاوران شما راهی مسالمت آمیز را برای برون رفت از این فاجعه توصیه کنند نه اینچنین با پول حرمت بسیج و بسیجی و هر آنکه در برابر این نظام وظیفه ای را دارد بشکنند . ای کاش مشاوران و خود عزیز گرانقدر شما راهی را برای برون رفت از این برهه زمانی را پیشنهاد کنید که در آن طلیعه و روشنایی “وحدت” و “همبستگی” بین مردم دیده شود و نه تشویق برای رویارویی .
به امید وحدت و یکپارچگی مردم ایران اسلامی در دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی
سرباز کوچک شما و فرزند شهید مصطفی مهدوی نیا
رضا مهدوی نیا
آیتالله جوادی آملی خطاب به احمدي نژاد:
جهنم فقط برای آدم شرابخوار نیست برای آدم بیعرضه هم هست .
نقل از قلم سبز http://www.ghalamesabz.com/news.php?extend.493
برای دختران و مادرانی که ۱۳ آبان ۸۸ را به یاد ماندنی کردند. به تو که زیر باتوم دیوصفتانه بسیجی منحرف فریاد آزادی سر می دهی. به تو می بالم ای هموطن آزاده. درسته که سیمای میلی ضرغامی تو راندید ولی دنیا صدایت را شنید.
والزموا سوادالاعظم فان یدالله مع الجماعة
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خطاب به مراجع عظام : آقایان!!! ولی امر ما شمایید در صورتی که دوباره از زنان و دختران وطن من که این روزها دستگیر شدند. هتک حرمت شود از شما استدعای فرمان جهاد داریم تا ببینند "واعدوا لهم مستطعتم من قوة من رباط الخيل ترهبون به عدو الله و عدوكم " یعنی چه...
◄مردم منتظر حضور کروبی در میدان ۷ تیر هستند. ۰۹:۵۰
◄نیروهای امنیتی از خروج دانشجویان دانشگاه تهران از دانشگاه جلوگیری می کنند . ۱۰:۰۶
◄خروج دانشجویان از دانشگاه تهران با شعار مرگ بر دیکتاتور به سمت محل راهپیمایی. ۱۰:۲۴
◄پاسخ مرگ بر روسیه به شعار مرگ بر آمریکای بلندگوها در خیابان انقلاب. ۱۰:۳۲
◄بازداشت چند نفر در حوالی دانشگاه تهران و بروز درگیریهای مختصر ، شلیک گاز اشک آور در بعضی نقاط گزارش شده. ازدحام بی سابقه در میدان ۷تیر ۱۰:۴۲
◄گزارشها از برخورد مناسب پلیس با مردم در حوالی میدان ۷تیر حکایت می کند. ۱۰:۴۵
◄از مازندران خبر می رسد که دانشجویان دانشگاه مازندران در یک اقدام بی سابقه عکس احمدی نژاد را به پایین کشیده و فریاد : "ایرانی می میرد ذلت نمی پذیرد" سر داده اند. 10:49
◄در کریم خان زند مردم با بسیجی ها درگیر شده و چند تن از بسیجیان مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند،نیروهای امنیتی گاز اشک آور شلیک کرده اند. 10:50
◄ ایستگاههای مترو در بعضی نقاط مسدود شده و برخی سایتها رفع فیلتر شده اند از جمله youTube کلمه و موج سبز آزادی ، این اقدام در این برهه از بسیار عجیب به نظر می رسد. 10:52
◄شبکه خبری العربیه لحظاتی پیش از احتمال دستگیری موسوی و کروبی در تظاهرات مسالمت آمیز امروز خبر داد. 10:56
◄موتورسواران لباس شخصی در اطراف صدا و سیما در حال گشت زنی هستند. 10:57
◄شاهدان عینی میگویند راهپیمایانی که از سمت دانشگاه تهران به سمت میدان هفت تیر در حرکتند به شدت مورد سرکوب پلیسهای ضدشورش قرار گرفتهاند. نیروهای دولتی با گاز اشکاور و باتوم به ضرب و شتم مردم مشغولند. 11:01
◄گزارشها از تیراندازی در میدان 7 تیر حکایت می کند ، گروهی از مردم به خانه های اطراف هجوم برده اند.این خبر تایید شده نیست . 11:03
◄مادر ندا آقا سلطان (شهید راه سبز) در میدان 7 تیر دستگیر شد 11:06
◄گزارشها حاکی از تیر خوردن 2 نفر در عباس آباد است. 11:11
◄ موسوی و کروبی در جمع مردم حضور دارند. 11:12
◄از شیراز خبر می رسد عده زیادی در خیابان زند به سوی فلکه نمازی با حمل نمادهای سبز و با شعار مرگ بر دیکتاتور در حال حرکت هستند. 11:15
◄از دانشگاه مازندران خبر می رسد اطراف دانشگاه دانشجویان شعار یا حسین میر حسین سر داده اند. 11:17
◄تعطيلی ايستگاههای مترو نزديک به سفارت سابق آمريکا 11:30
◄جمعیت زیادی از مردم در خیابان ولی عصر یه سمت میدان ولی عصر در حال حرکت هستند. 11:37
◄از اصفهان خبر رسیده که دانشگاه اصفهان یکپارچه فریاد اعتراضی بر آورده و خیابانهای اطراف دانشگاه اصفهان مسدود شده. 11:38
◄لحظاتی پیش عدهای از راهپیمایان که در میدان فردوسی به صفوف راهپیمایی پیوسته بودند بازداشت شدند. میدان فردوسی از ساعتی پیش بسته شده است و سرکوبگران از گاز اشکاور و باتوم برای متفرق کردن جمعیت استفاده میکنند. 11:42
◄هموطنان شیرازی با سر دادن شعارهای مرگ بر دیکتاتور و یا حسین میرحسین، به سمت فلکه دانشجوی این شهر حرکت کردهاند. در میدان دانشجو هر لحظه بر جمعیت راهپیمایان افزوده میشود. گفتنی است نیروهای ضدشورش تا به این لحظه برای متفرق کردن راهپیمایان شیرازی از گاز اشکاور استفاده کردهاند. 11:57
◄در اطراف 7 تیر درگیریهای شدیدی گزارش شده.اختلالات موبایل مانع از گزارش و خبر رسانی همکاران ما در تهران شده است. 12:02
◄در دانشگاه تهران باز است.دانشجویان دختر جلوی صف نشسته اند و دانشجویان پسر درحال شعار دادن هستند. 12:03
◄ گزارش ضد و نقیض از دستگیری کروبی به گوش می رسد (این خبر تایید نشده). 12:06
◄ سیل جمعیت مردم در نقاط مختلف تهران در حال به هم پیوستن است .این در حالی است که برنامه حکومتی 13 آبان دقایقی پیش به پایان رسیده . 12:10
◄ از مشهد خبر میرسد مردم هنوز در خیابانها حضور دارند. 12:11
◄ در میدان ۷ تیر مردم حق ایستادن هم ندارند و به شدت ضرب و شتم می شوند. ۱۲:۱۸
◄هم اکنون در امیرآباد تهران درگیری بین مردم و نیروهای موتور سوار درحال وقوع است و گاز اشک آور شلیک شد و به مردم رنگ می پاشند. 12:24
◄دانشجویان در دانشگاه تهران و خیابانهای اطراف که همگی توسط یگانهای ویژه امنیتی محاصره شده است شعارهای مرگ بر دیکتاتور سر دادهاند. همچنین گزارشهای رسیده از خیابان امیرآباد( کارگر شمالی) نیز حاکی از حضور گسترده سبزهاست. راهپیمایان در خیابان کارگر شمالی شعار تا احمدینژاده هر روز همین بساطه، و مرگ بر دیکتاتور را تکرار میکنند. نیروهای ضدشورش در خیابانهای کارگر شمالی و میدان انقلاب و نیز در خیابانهای منتهی به دانشگاه به ضرب و شتم راهپیمایان و پرتاب گاز اشکآور برای متفرق کردن مردم مشغولند. 12:32
◄گزارش می رسد در تهران بین نصرت و فرصت جمعیت زیادی در حال شعار دادن ضد دولت هستند:صلح برای دنیا دموکراسی برای ایران شعار این عده است. 12:39
◄ گزارش دیگری مبنی بر ضرب و شتم شیخ مهدی کروبی و سوار کردن وی در خودرویی دولتی به دست ما رسیده ولی قلم سبز این خبر را تایید نمی کند. 12:40
◄مهدی کروبی توسط ارذل و اوباش حامی دولت در راهپیمایی 13 آبان مورد ضرب و شتم قرار گرفته ،اخبار دریافتی حاکی از آن است که وی پس این درگیری شدید با همراهی محافظان خود از آن منطقه خارج شده است.این خبر توسط شاهدان عینی و گزارشگر ما تایید شده. 12:52
◄مسجد الجواد تبدیل به زندان موقت شده و مردم بی گناه را به جرم فریاد زدن آزادی به چشمان بسته و ضرب و شتم به مسجد الجواد می برند.در 7 تیر مردم به شدت ضرب و شتم می شوند. 12:55
◄تماس با گزارشگران قلم سبز عملا غیر ممکن شده و برای مخابره اخبار با مشکلات جدی مواجه هستیم. 13:05
◄ اخبار رسیده حکایت از ادامه درگیری ها و درگیری مردم با نیروهای دولتی در سراسر شهر تهران است. مخابره اخبار به دلیل اختلال در شبکه مخابرات و اینترنت شدیدا با مشکل مواجه است . 13:25
برای پیگیری اخبار به سایت قلم سبز اجعه نمایید
«شهروند محترم طبق اطلاع واصله، جنابعالی تحت تاثیر تبلیغات ضد امنیتی رسانههای وابسته به بیگانگان قرار گرفته اید، در صورت حضور در هرگونه تجمع غیرقانونی و ارتباط با رسانه های خارج از کشور برابر مواد ۴۸۹ ، ۴۹۹ ،۵۰۰، ۵۰۸، ۵۱۴، ۶۰۹، ۶۱۰، ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی شناخته میشوید و با شما برخورد قانونی خواهد شد.» این متن پیامکی است که شب گذشته برای برخی از افرادی که در راهپیماییهای جنبش سبز و تجمعهای اعتراضی روزهای پس از انتخابات برای اعلام مخالفت با دولت کودتا حضور داشتهاند، از شمارهی ۹۸۶۰۰۰۵۰۰۵ ارسال شده است، شمارهیی که وقتی تماس میگیری بوقهای عجیب و غریب تحویلات میدهد و برای ترساندن مردم و جلوگیری از حضور آنها در راهپیمایی ۱۳ آبان طرحریزی شده است. اما این پیامکها، بیانیههای مختلف ارگانهای دولتی برای نحوهی شرکت در راهپیمایی ۱۳ آبان و ارسال نامههای محرمانه به دفاتر روزنامهها از طرف معاونت فرهنگی وزارت ارشاد، تنها و تنها نشان از ترس کودتاگران است و هیچ معنای دیگری نمیدهد. ۱۳ آبانی که بچههای مدرسهیی را به زور با خود میبردند تا خیابانها پر شود و کارمندان ادارههای دولتی هم مجبور به شرکت در آن بودند، چرا امسال باید بدون حضور مردم برگزار شود؟ مگر آرزوی تکتک شما نبود که حضور گستردهی مردم را به رخ دیگران بکشید؟ فردا میتوانید به وضوح این حضور پررنگ و کمنظیر را با دل و جا ببینید. وعدهی ما فردا (۱۳ آبان) ساعت ۱۰٫۳۰ صبح در میدان هفتتیر در کنار مهدی کروبی ...
گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند
توی گهواره چوبی پسری هست هنوز
آب اگر نیست نترسید که در قافله مان
دل دریایی و چشمان تری هست هنوز...
نصرمن الله و فتح قریب
این است وعده حضرت حق
وقتی پنجسال قبل علی لاریجانی از صداوسیما رفت و به جای او سید عزتالله ضرغامی منصوب شد، کورسویی از امید در میان مردم ایجاد شد که شاید رسانه ملی بعد از دوره سیاه لاریجانی در مسیر درست قرار گیرد. حاصل اما آن شد که امروز بعد از پنجسال رسانه ملی تبدیل به ابزار سرکوب، افترا و دروغپراکنی شده است. این رسانه تا آن حد حرکت قهقرایی داشته که بسیاری از افرادی که تا همین چند ماه قبل حاضر بودند در برنامههای آن به عنوان مهمان و مدعو شرکت کنند دیگر از نزدیکی خیابان جامجم هم عبور نمیکنند و نزدیک به صد نفر از محبوبترین هنرمندان این مملکت بعد از کودتا، ممنوعالتصویر شدهاند[1]. شاید اوج رفتار سرکوبگرانه صداوسیمای به اصطلاح ملی را بتوان پس از کودتای ۲۲ خرداد دانست که از پی آن بسیاری از هنرمندان و ادیبان محبوب و مردمی ممنوع التصویر شدند، بسیاری از پروژههای تلویزیونی متوقف شد، سلسله برنامههای سراسر کذبی از جمله بیست و سی در راستای توجیه سرکوبهای صورت گرفته و سرپوش گذاشتن بر کشتارها، شکنجهها و سرکوبها به بنگاه مغزشویی مردم تبدیل شدند و در نهایت عزتالله ضرغامی در نقش یکی از بازوهای سرکوب در کنار سه بازوی دیگر یعنی اطلاعات، سپاه و بسیج به ایفای نقش پرداخت. موج سبز آزادی پیش از این از نقش برخی از سران اصلی سرکوبهای اخیر از جمله حسین طائب، مسعود صدر الاسلام و محمدرضا نقدی پرده برداشت. اینک بد نیست نگاهی بیندازیم به پیشینه و عملکرد یکی دیگر از مهرههای سرکوب، عزتالله ضرغامی که در یکی از حساسترین پستهای نظام و با حکم مستقیم شخص رهبری مشغول به کار است:
عزتالله ضرغامی کیست؟
ضرغامی در سال 1338 در استان فارس به دنیا آمد. وی فعالیتهای فرهنگی خود را از جنوب شهر تهران آغاز کرد. تحصیلات خود را در مقطع لیسانس در رشته مهندسی عمران در دانشگاه امیرکبیر گذراند و مدرک فوق لیسانس خود در رشته مدیریت را مانند بسیاری از مدیران دیگر جمهوری اسلامی همزمان با مشغول به کار شدنش گرفته است. ورود ضرغامی به دنیای سیاست همزمان با 18 سالگی وی و از بدو ورود به دانشگاه بود. او پس از ورود به دانشگاه به عضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان در آمد و جزو سردمداران دانشجویی در جریان اشغال سفارت آمریکا در سیزدهم آبان ۵۸ بود اما بر خلاف بسیاری از هم دورهایهای خودش، چون عبدی و اصغرزاده به گروههای مذهبی چپ نپیوست و گرایش راست محافظهکار را به عنوان گرایش سیاسیاش برگزید.
ضرغامی بعد از انقلاب فرهنگی در دانشگاهها به معاونت فرهنگی دانشگاه امیرکبیر منصوب شد. او از اعضای اصلی کمیته سیاستگذاری شورای انقلاب فرهنگی و اخذ تصمیمات نهایی در باب اصلاحات انقلابی و اسلامی در مراکز آموزش عالی بود و در تصویب طرحهای بنیادین این شورا نقشی به سزا داشت.
در دهه شصت با نزدیکی فکری که به گرایش راست دفتر تحکیم داشت بیشتر به دنبال فعالیتهای ایدئولوژیک و نظامی رفت و در همین دوره بود که به عضویت سپاه پاسداران درآمد و به عنوان یکی از اعضای فعال سپاه پاسداران به ایفای نقش پرداخت. مدتی پس از آن را نیز در نیروی انتظامی فعالیت کرد و به این ترتیب سابقه فعالیت نظامی و نزدیکی به نیروهای مسلح را از دهه شصت در پرونده خود ثبت کرد. برای فهم چند و چون ارتباط و همچنین شباهتهای لاریجانی و ضرغامی بد نیست به این نکته اشاره کنیم که هر دوی این افراد دارای سابقهای نظامی در سپاه پاسداران ( و در مورد ضرغامی علاوه بر آن نیروی انتظامی)را دارند و پس از چندی حضور در عرصه نظامی ترجیح دادند به چهره ای فرهنگی تبدیل شوند و البته این امر مورد تایید رهبر نیز قرار گرفت.
ضرغامی: از عضویت در سپاه تا ریاست در صداوسیما:
شاید این سوال به ذهن بسیاری از خوانندگان خطور کرده باشد که فردی با سوابق نظامی و به عنوان یکی از کلیدیترین اعضای شورای انقلاب فرهنگی چگونه به حوزه فرهنگ و هنر راه پیدا کرد؟ پاسخ این سوال را باید از زمان کنار رفتن سیدمحمد خاتمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دانست که در پی آن بسیاری از نیروهای سیاسی محافظهکار و راست افراطی وارد این وزارتخانه شدند. از آن پس بود که پای عزتالله ضرغامی نیز به این وزراتخانه باز شد و با نزدیکیهای فکری و رفاقتهایی که با افراطیون راست داشت موفق شد، در این وزارتخانه فعالیت کند در دوران حضور ضرغامی در وزارات ارشاد و مسوولیت وی به عنوان معاون سینمایی این وزرات خانه بود که دو فیلم «آدم برفی» اثر داوود میرباقری و «دیدار» ساخته محمدرضا هنرمند توقیف شدند. فیلم آدم برفی به مدت سه سال توقیف بود و اجازه پخش نداشت. اختلاف فکری ضرغامی با اصلاحطلبان را شاید بتوان در مخالفت شدید وی با مجلس ششم شورای اسلامی محک زد. نطقها و اظهارنظرهای آتشین او در مقام معاون مجلس صداوسیما در راهروهای مجلس شورای اسلامی بارها خبرساز شد. البته این مخالفتها و نطقهای آتشین چندان هم برای وی گران تمام نشد و پس از چندی به ارتقای وی از وزارت در اداره فرهنگ و ارشاد به ریاست در صداوسیما انجامید!
ادامه مطلب
در دیدار نخبگان دانشگاهها با رهبری رخ داد :
پس از آخرین نفری كه برای مطرح كردن دیدگاههای خود نوبت داشت، حاضران منتظر صحبتهای رهبر انقلاب بودند كه ایشان از مجری برنامه میپرسند: «از دوستانی كه قرار بوده صحبت كنند، كسی باقی ماند؟» مجری میگوید: «اگر شما اجازه اجازه بدهید، همهی جمع هزار نفرهای كه اینجا هستند، دوست دارند صحبت كنند...» همه میخندند. در این میان چند تن از دانشجویان از میان جمعیت، خواستار فرصتی برای بیان صحبتهایشان شدند. این حركت با واكنش برخی برگزاركنندگان مراسم روبرو شد كه آنها را دعوت به نشستن میكردند، اما رهبر با اشاره به یكی از همان جوانها گفتند: «آن آقایی كه ایستاده بودند و نشاندنشان! شما بفرمائید...» دانشجوی جوان بلند شد و شروع كرد به حرف زدن. صدایش از آنجا به گوش رهبر نمیرسید؛ پشت تریبون آمد و پس از معرفی خود، سخنانش را آغاز كرد. حرفهایش نسبت به سخنرانهای قبلی رنگ و بوی دیگری داشت. ابتدا از عملكرد صدا و سیما پیرامون حوادث اخیر انتقاد كرد و با بیان مثالی از رهبر پرسید: «آیا صدا و سیمای ما تصویر درستی از كشور و جهان ارائه میدهد یا تصویری غیرواقعی و كاریكاتورگونه؟ آیا صداو سیما به عقاید مختلف اجازهی دفاع از خودشان را میدهد؟ عقایدی كه بهخصوص در همین رسانه مورد نقد و یا حتی حمله قرار میگیرد؟ آیا صدا سیمای ما نقلقولی كه از افراد میكند و یا رویدادهایی كه روایت میكند، وفادارانه و منصفانه است؟» بخش دوم سخنان وی موضوع نقد رهبری بود. «من شاید چهار-پنج سال است كه به صورت جدیتر روزنامه میخوانم و مجلات را مطالعه میكنم. این مدت واقعاً به یاد نمیآورم كه مطلبی را با عنوان نقد رهبری خوانده باشم ... نقد رهبری را هم به شكل عمومی میشود مطرح كرد و هم به صورت خاص در مجلس خبرگان. من احساس میكنم اگر چنین نشود، این شرایط منجر به نفاق و كینه میشود؛ مثلاً یك چیزی كه در ابتدا یك انتقاد ساده است، چون بستر مناسبی برای بیان پیدا نمیكند، ممكن است جنبهی مغرضانه به خود بگیرد و كمكم بیانصافی هایی پیدا شود.» سخنانش طولانی شده بود. از آقا خواست تا باز هم ادامه دهد و پاسخ شنید: «من موافقم كه شما ادامه بدهید. وقت از اول هم تمام شده بود، ولی شما ادامه بدهید...» تشكر كرد و اینبار صحبتهایش را با انتقاد از چگونگی برخورد نیروی انتظامی با تجمعات پس از انتخابات ادامه داد: «اگر مقداری روشهای اقناعیتر داشتیم و از خشونت به جز در موارد ضرورت استفاده نمیكردیم، نظام ما بقای بهتری نداشت؟ آیا مردم متحدتری نداشتیم؟ چون وحدت واقعی به نظر من بیش از اینكه با نصیحت حاصل شود نتیجهی رفتار مردم با حكومت و رفتار حكومت با مردم است و رفتار مردم با همدیگر است.»
خدایا به این مردم رحم کن!!!
امروز یکی از عزیزان من بلیط هواپیما داشت و پرواز ۴ساعت تاخیر داشت ! بعد از ۴ ساعت هم کنسل شد! ایشون می گفت روی تابلوی اطلاعات اول نوشته بود مشکل خدمه دارند و بعد مشکل هوا و نامساعد بودن جو روی تابلو نقش بست!!! اینقدر نذر و نیاز کردم تا پروازش کنسل بشه و خدا رو شکر همین هم شد.
امروز توی خبرهای یاهو دیدم:
خلبان نگران ایرانی پس از آنکه هواپیما دچار نقص فنی شد از مسافران خواست دعا کنند. هواپیمای آسمان که روز پنجشنبه با شش ساعت تاخیر از تهران برخواسته بود مجبور شود چهل و پنج دقیقه بعد به فرودگاه بازگردد.
http://news.yahoo.com/s/afp/20091029/wl_mideast_afp/iranaviationoffbeat
وقتی وزیر مدرک و پایان نامه اش جعلی باشه چه امیدی به بخشهای زیر دست هست؟خدا خودش به خیر کنه حکومت اراذل و اوباش رو بر مردم !
تولد امام هشتم رو هم تبریک می گم .
جمعه است و روز آقا امام زمان برای ظهورش و رهایی ملت ایران از چنگ ظلم و جهل دعا کنیم.
امروز یکی از بچههای دکترا که کلاسی درباره فرهنگ و زندگی اجتماعی در شهرهای بزرگ دنیا تدریس میکنه، از من خواست که به کلاسش برم و اگر دانشجوها سؤالی درباره ایران دارند جواب بدم. قرار بود بچهها فیلم ریک استیو در ایران رو تماشا کنند. قبل از فیلم دوست من از دانشجوها خواست که یک قلم و کاغذ بردارند و آنچه از ایران میدونند بنویسند. وقتی بچهها داشتند فیلم رو تماشا میکردند من یاد داشتهای اونا رو میخوندم و راستش خیلی تعجب کردم. بیشتر کلاس نوشته بودند که فکر میکنند در ایران زنها بسیار کمتر از مردها هستند، زنها نمیتونن درس بخونن، زنها نمیتونن تنها بیرون از خونه برن، با زنها در ایران مثل برده رفتار میشه، ... ، در ایران گی ( همجنس گرا) وجود نداره، مردم ایران بسیار مذهبی هستند،... من بعد از این که خودم رو معرفی کردم ازشون خواستم از من سوال کنند. سٔوالهاشون جالبتر از نوشتههاشون بود. از من راجع به جنبش دانشجوی ایران پرسیدند. دانشجو دیگری از من خواست نسل قبل و بعد از انقلاب رو مقایسه کنم. دختری از من پرسید چرا من در آمریکا هم مثل ایران حجاب ندارم! اما اون چیزی که از همه جالب تر بود، دختری دستش رو بلند کرد و گفت ظاهراً ما آمریکاییها از ایران هیچ چیزی نمیدونیم. آیا تا به حال شده که یک آمریکایی با نظرات احمقانش بهت توهین کنه؟ گویا دخترک امید داشت که جواب منفی بشنوه. وقتی براشون تعریف کردم که یک بار در تصادفی که داشتم راننده مقابل، که مقصر هم بود، از من با لحنی زننده پرسیده بود که آیا به عنوان یه زن توی ایران میتونستی رانندگی کنی؛ بیشتر دانشجوها شرمنده شدند. چشمهاشون بی گناه تر از این بود که من بخوام اونها رو یا هم وطن امریکایشون رو سرزنش کنم. خیلی کوتاه از جنبش سبز نسل جوان ایرانی و همه امیداهای جوانان ایران برای آزادی و دموکراسی گفتم. و بعد وقت تموم شد، برای من کفّ زدند و من کلاس رو ترک کردم در حالیکه حسرت میخوردم. حسرت روزی که ایرانیها محترم بودند. هر چند نگاه به عقب دردی رو دوا نمیکنه، بگذارید به جنبش سبزمون امیدوار باشیم. باشد که این جنبش، برای ما روزی رو بیاره که ایرانیان فارغ از جنسیت، گرایش جنسی، قومیت، و مذهب؛ همه از حقوق شهروندی یکسان برخوردار باشند.
ارسال شده توسط یکی از خوانندگان
مدرسه راهنمایی امام رضا در مشهد وابسته به آستانقدس رضوی که زیر نظر مستقیم عباس واعظ طبسی نماینده رهبری اداره میشود امروز شاهد رویدادی بینظیر بود. به گفته یکی از دوستان که معلم راهنما ( مشاور) در این مدرسه است امروز این مدرسه 630 نفری برای انتخاب شورای دانش آموزی حال و هوایی دیگر داشت که با یک نتیجه غیر قابل باور اولیای مدرسه که از ایادی دولت هستند را غافل گیر کرد. در جریان این رای گیری دانش آموزان این مدرسه راهنمایی در میان بهت مربیان به جای اینکه به همشاگردیان خود رای دهند ؛452 برگه از مجموع 598 رای ماخوذه را به نام میرحسین موسوی پر کرده و تحویل دادند . مدیر و معاونین مدرسه و در راس آنان مسئول بسیج مدرسه که هم دست و پای خود را گم کرده بودند و هم بشدت عصبانی بودند با برخی از بچه ها برخورد فیزیکی کرده و والدین این کودکان را به مدرسه احضار نمودند. در پایان مدرسه هم در ساعت آخر پای 2 نفر از حراست اداره کل به مدرسه باز شد که برگه های رای را با گزارش مبسوطی با خود بردند...
این است آتشی که بر خرمن دل ایرانیان اصیل افتاده است.
احمدی نژاد قطعا پرچالش ترین رییس جمهور دوران انقلاب بوده است. مدافعین وی اعمال نامعمول وی را ناشی از تحول خواهی وی می دانند و چنین رییس جمهور انقلابی و پرشوری را تنها راه رفع مشکلات کشور می دانند. ولی مخالفینش این اقدامات وی را خلاف عقل و منطق می دانند و برخی معتقدند مملکت بااین روال به سوی پرتگاه می رود. عده ای در نقش شعبان بی مخ چنان از عملکرد بی خردانه ۴سال گذشته وی حمایت و تعریف و تمجید می کنند که گویی ظرف مدت تصرف دولت نهم ،خوان گسترده ای برایشان پهن شده. تا جایی که رییس جمهور به خود اجازه می دهد حتی ۲۵ درصد تورم که مردم آن را با تمام وجود احساس کرده اند ۱۵ درصد بخواند و همین را هم از سیاست های دولت خود نداند و آن را نتیجه تورم جهانی و طرح سهمیه بندی بنزین شمارد!! اما چرا با وجود این همه فضاحت در همه امور باز هم ا.ن. سر پاست؟ شاید برخی دلایل آن را بتوان اینگونه برشمرد:
۱- تریبون ورسانه های فراگیر: هر رییس جمهوری البته این تریبون را خواهد داشت ولی احمدی نژاد به طرزی بی سابقه از تریبون های رسانه ای فراگیر بهره مند شده است. صدا و سیما کمر به حمایت از وی بسته و بالاخره بیشترین قدرت نفوذ را هم هنوز این رسانه داراست. روزنامه های اصلاح طلب غیر از یکی دو مورد برد چندانی ندارند و اکثرا تعطیل شده اند و همه روزنامه ها یکصدا به نفع وی عمل می کنند. سایت های پرطرفدار اینترنتی هم مثل فارس که چهار سال است در حق وی کوتاهی نکرده اند. نتیجه این همه تبلیغات قهرا تفوق تبلیغاتی وی است.
۲- القای توهم توطئه: شاید بزرگترین هنر احمدی نژاد القای توهم توطئه در جامعه بوده است. وی در بحث مفاسد اقتصادی با بزرگنمایی و القای قصد خود برای مبارزه با مافیای نفتی توانست آرای مردم را جلب کند و عملا هیچ کاری هم در این زمینه انجام نداد. در هر اتفاقی هم مشکلات را به دشمنان داخلی و خارجی نسبت داد. اعم از گرانی مسکن ، تورم ، گرانی میوه ، پرونده هسته ای(قضیه جاسوس هسته ای) و...
۳- تقدیس و مساوی انگاشتن احمدی نژاد با اسلام و انقلاب: وقتی احمدی نژاد دولت خود را دولت اسلامی نامید خیلی ها اعتراض کردند. برخی در اوایل سرکارآمدن وی دولت وی را مصداق دولت کریمه دانستند!! و هاله نور او در سازمان ملل و حماسه های بزرگ! وی در نیویورک وژنو و... را معجزه گونه تفسیر کردند. فاطمه رجبی در صدر این افراد نام کتاب خود را احمدی نژاد معجزه هزاره سوم نامید و خلاصه همه دست به دست هم وی را تقدیس کردند تا جایی که خود وی هم درمواردی دچار توهم تقدس شد. سرمقاله شریعتمداری آخرین مثال من است که وی شکست احمدی نژاد را شکست اسلام و انقلاب دانسته است.
۴-سیاست های سوسیالیستی و صدقه ای: اقتصاد صدقه ای ،کلمه ای است که کاندیدا های انتخابات دهم به حق برای تخطئه اقتصاد دولت نهم به کار می بردند . به یمن قیمت سرسام آور نفت دولت نهم توانست محبوبیت زیادی کسب کند. سهام عدالت و سود دم انتخاباتی آن که معلوم نیست از کجا تامین شده - طرح سوال برانگیز مسکن مهر - وامهای کلان و بی حساب و کتاب به بنگاه ها و دوستان که سبب تورم شدید شد، کمک مالی به خبرنگاران و دانشجویان و پرستاران و... نمونه هایی از اقدامات کم بازده و البته محبوبیت زای دولت نهم بود.
۵-همسو بودن نهادهای نظارتی با دولت: با اینکه این نهادها تمام تلاش خود را برای خویشتنداری و نگفتن مشکلات و تخلفات دولت نمودند با این حال گزارش دیوان محاسبات و برخی سخنان سازمان بازرسی کشور نمایانگر تخلفات متعدد دولت در بخشهای مختلف بوده که به لطف همسو بودن احمدی نژاد با آنها زیاد علنی نشد. اگردولت اصلاح طلبی این میزان تخلفات را در پرونده خود داشت احتمالا عمر دولتش به یک سال نمی رسید.
۶-حمایت رهبری: کروبی حرف جالبی زده بود و در پاسخ کسانی که گفته بودند چرا رهبری از احمدی نژاد حمایت میکند گفته بود: این دولت اینقدر مشکل دارد که اگر رهبری از او حمایت نمی کرد نابود می شد. (نقل به مضمون) اما نظر برخی دیگر این است که چون رویکرد دولت نهم رویکرد مثبتی است رهبری از آن حمایت می کند. و البته شکی نیست که رویکرد دولت نهم یا به عبارتی صرفا حرفهای رییس جمهور مطابق با اصول و ارزشهای انقلاب است و البته عملکرد این دولت....چه عرض کنم؟!
این روزها بازار هرچی کساد باشه بازار پارازیت،فیلترینگ و سانسور خیلی داغه.به همین مناسبت و برای اینکه اینجانب هم از این قافله عقب نمونم سعی کردم تا جایی که ممکنه تمام راههایی که برای مقابله و خنثی کردن پارازیت تجربه کردم و نکردم و یا وجود داره را همراه با تصاویر مربوطه و غیر مربوطه آن جمعآوری و خدمت همه دوستان گرامی تقدیم کنم،با امید به اینکه برای شما هم مفید باشه.
امواج پارازیت در کشور ما به دوصورت ارسال میشوند:
اول، طریق ارسال سیگنال مزاحم روی فرکانس کانالی خاص و به سمت ماهواره پخش کننده، ارسال میگردد که تنها باعث ایجاد اختلال در تمامی کانالهای موجود در آن فرکانس خاص میشود ولی مابقی فرکانسهای آن ماهواره قابل دریافت میباشند.
دوم: ارسال از طریق منابع زمینی که در این روش تقریبن تمامی فرکانسهای ماهوارهای در جهتهای مختلف از کار میافتند.این روش بسیار خطرناک و مضر برای سلامتی انسان میباشد.
برای مقابله با روش اول،برای من و شمای بیننده راه خاصی وجود نداره،اما برای مقابله با روش دوم راههای زیاد و متفاوتی وجود داره که در این مطلب بنده سعی کردم تمام راههای پیشنهادی موجود را در یکجا همراه با تصاویر آن برای استفاده همه دوستان گردآوری کنم.
اولین و کارآمدترین روش
این روشی که درحال حاضر خودم هم دارم استفاده میکنم و با قطعیت میتونم بگم که عملی و جواب میده،کافی شما دیشتان را با توجه به جهت منبع ارسال پارازیت در محلی قرار دهید تا مانعی سخت سر راه امواج باشه.
به عکس ۱ دقت کنید و محل قرار گرفتن دیش خود بنده را خوب ببینید:
۱

ادامه مطلب
محمد اصفهانی،هنرمند محبوب و متعد ایران زمین:
اگر ا.ن. بیاید من برنامه اجرا نمی کنم ...
در آبروریزی دیگری برای احمدی نژاد، دکتر محمد اصفهانی خواننده مشهور موسیقی ملی تهدید کرد اگر حتی در حین اجرای برنامه وی، احمدی نژاد در محل برگزاری حاضر شود برنامه را قطع و سالن را ترک خواهد کرد.
اين خواننده مشهور پاپ تاکید کرددر صورتی که حضور احمدی نژاد در مراسم اختتامیه قطعی شود، تحت هیچ شرایطی حاضر به اجرای برنامه نخواهد شد. در حالی که بر اساس برنامه ریزی قبلی قرار بود در مراسم اختتامیه جشنواره رسانه های دیجیتال که فردا برگزار می شود، یک خواننده مشهور موسیقی پاپ ایران به اجرای برنامه بپردازد، این برنامه لغو شد.
به گزارش سلام نیوز، م- الف؛ خواننده مشهور موسیقی پاپ پس از آنکه مطلع شده است قرار است احتمالا محمود احمدی نژاد در این مراسم حضور پیدا کند، به برگزارکنندگان اعلام کرده است که حتی اگر احمدی نژاد در میانه مراسم اجرای موسیقی هم به سالن وارد شود، او اجرای برنامه را متوقف و سالن را ترک خواهد کرد.
وی تاکید کرده است در صورتی که حضور احمدی نژاد در مراسم اختتامیه قطعی شود، تحت هیچ شرایطی حاضر به اجرای برنامه نخواهد شد.
گفتنی است در حال حاضر برگزارکنندگان به شدت در تکاپو هستند که با خوانندگانی چون افتخاری به توافق برسند و یا اینکه برنامه حضور احمدی نژاد در این مراسم را به تاخیر بیاندازند و یا تغییر دهند.
موج کمپ
یار دبستانی من دشمن خونی منی ؟
چوب الف شد یه چماق, هوشت کجاست یاد منی ؟
حک شده اسم من و تو, زیر ستون خوب و بد,
ترکه ی بیداد و ستم, شد نفرت و بغض و حسد,
دشت بی فرهنگی ما خشک شده کل علفهاش
خوب و بدش سوخته که هیچ, سنگ شده قلب آدماش
دست منم هروقتی خواست پرده ای رو پاره کنه,
دست تو پس زد دستم و نگذاشت که اون کاری کنه
با تشکر از دوست خوبم امین کنعانی
هان ای ایرانیان ! ایران اندر بلاست
ایران مال شماست
ای وای دریغا که وطن جمع ندارد
کس درد ندارد
سیل خون آلود اشکم بی خبر گیرد تورا
خون مردم، آخرای بیدادگر، گیرد تو را
یک مرغ گرفتار دراین گلشن ویران
تنها به قفس ماند و هزاران همه رفتند
جور و بیداد کند عمر جوانان کوتاه
ای بزرگان وطن بهر خدا داد کنید
آشیان من بیچاره اگر سوخت چه باک
فکر ویران شدن خانه صیاد کنید
ای بر سر سودای تو سرها شده بر باد
دور از تو چنانم که سری بی بدن افتد
در دست کسانی است نگهبانی ایران
که اصرار نمودند به ویرانی ایران
ای مردم دلخون وطن دغدغه تا کی
دندان فساد و خفقان را بکن از پی
یا مهدی ادرکنا
سوتی بزرگ صدا و سیما در پخش مستقیم بازی امروز پرسپولیس استقلال:
یا حسین ، میرحسین!
سعید مرتضوی در یک خانواده معمولی در سال 1346 در شهرستان میبد به دنیا آمد. تحصیلاتش را در همانجا آغاز کرد و در سالهای پس از جنگ به بسیج پیوست. پس از چندی به عنوان سهمیه بسیج به دانشگاه آزاد اسلامی واحد تفت راه یافت و از همان جا در سال 1365 کارش را در قوه قضائیه آغاز کرد. پس از چندی به شهربابک رفت و به عنوان دادیار در این شهر مشغول به کار شد و به سرعت به عنوان مسوول واحد اجرای احکام منصوب شد. خودش گفته است که در سن نوزده سالگی دادیار شد و پس از نه ماه در سن بیست سالگی به مقام ریاست دادگاه حقوقی دو مستقل رسید. او پنج سال رئیس دادگستری این شهر در استان کرمان بود. در همین دوران یک پرونده قضايي برای او تشکیل شد، پرونده ای که مدتها در دادگاه انتظامی قضات او را گرفتار کرد، همین موضوع باعث شد قاضی جوان که در حال تحصیل بود، به تهران بیاید و برای حل مشکل خود با کمک آیت الله زاده شیخ محمد یزدی مشکل خود را برای مدتی به تعویق بیندازد. در همین دوره، مرتضوی توسط معاونت سیاسی قوه قضائیه به کار گرفته شد. آن روزها زمانی بود که اسدالله بادامچیان و همفکران موتلفه ای او معاونت سیاسی قوه قضائیه را در اختیار داشتند.
تجارت و قضاوت
اگرچه حضور اسدالله بادامچیان در معاونت سیاسی قوه قضائیه در دوران ریاست شیخ محمد یزدی باعث شد تا موتلفه از موضوعی به نام زندان به عنوان یک تجارت پرسود، استفاده کند، اما این نخستین حضور موتلفه در قوه قضائیه نبود. همگان بخاطر دارند که اسدالله لاجوردی عضو مهم موتلفه از 1360 به مدت یک دهه حکمران مطلق زندان اوین بود و سرنوشت زندانیان را نه فقط به عنوان رئیس زندان بلکه به عنوان مرد اول واقعی قوه قضائیه تعیین می کرد. وقتی اسدالله بادامچیان معاون سیاسی قوه قضائیه شد، تصمیم گرفت تا این سازمان قدیمی را بازسازی کند و بصورتی دلخواه درآورد. تصفیه گسترده ای صورت گرفت و بسیاری از قضات و دادیاران و مستشاران و سایر مقامات قوه قضائیه که از قبل از انقلاب در راهروهای پیچ در پیچ و خاک گرفته این قوه مشغول ادامه زندگی شغلی بودند، برکنار شدند و گروهی از قضات جوان که اکثرا سهمیه جنگی و بسیج بودند و اکثرا در سنین زیر سی سال بودند، به عنوان قاضی وارد دستگاه قضائی شدند.
قاضی سعید مرتضوی که تازه از شهرستان آمده بود، توسط آنان جذب شد و یاد گرفت که چگونه باید به عنوان فردی در خدمت نظام قضائی شخصیتی مذهبی از خود نشان دهد و با برخوردهای تند و بدون مماشات، به نام آورترین قاضی سالهای پس از انقلاب تبدیل شود. مرتضوی پس از ورود به تهران در سال 1373 رئیس شعبه 9 دادگاه عمومی تهران شد و مدتی بعد به شعبه 34 مجتمع قضایی ویژه کارکنان دولت منتقل شد. پس از آن قاضی مرتضوی به شعبه 1410 رفت، شعبه ای که نامش برای همه روزنامه نگاران شناخته شده است.
ادامه مطلب
به دلیل اینكه عدم آموزش ممكن است خطرآفرین باشد، و مشت محكم ممكن از به جایی بخورد كه نباید بخورد، یكسری آموزشهای فوری ارائه میشود. این آموزشها مختلط میباشد. زیرا راهپیمایی روز قدس به شدت مختلط میباشد و گاهی تشخیص سخت میشود.
1. قبل از پیوستن به راهپیمایی یك چیزی بنویسید و به خانواده بسپارید و پیشاپیش هر گونه اظهار نظرها و افشاگریهای بعدی شخصی به نام «مهدی كروبی» كه سراسر كذب خواهد بود، تكذیب كنید.
2. راهپیمایی برخلاف نماز با كفش انجام میشود.
3. هر چقدر در این سه ماه راهپیمایی سكوت برگزار كردهاید كفایت میكند. در روز قدس معمولا باید از ته اعماق هوار كشید...، ببخشید، باید فریاد كشید. این فریاد با عربدهكشی كه تخصص عدهای از دوستان است فرق میكند.
ادامه مطلب
دکتر سروش :
عروسی خونین پایان یافت و داماد دروغین به حجله در آمد. صندوق ها بر خود لرزیدند و دیوان در تاریکی رقصیدند. قربانیان در کفن های سپید به نظاره ایستادند و زندانیان با دست های بریده کف زدند وجهانیان یک چشم خشم ویک چشم نفرت، داماد را بدرقه کردند. چشم روزگار فاش گریست و خون از سر ایوان جمهوری گذشت. شیطان خندید و آنگاه ستاره ها خاموش شدند و فضیلت به خواب رفت. آقای خامنه ای، که این کند که تو کردی به ضعف همت و رای؟ ز گنج خانه شده خیمه بر خراب زده وصال دولت بیدار ترسمت ندهند که خفته ای تو در آغوش بخت خوابزده درین قحط سال فضیلت و عدالت همه از شما شاکی اند و من از شما متشکرم. "زان یار دلنوازم شکری است با شکایت." نه اینکه شکایتی نداشته باشم. دارم و بسیار دارم اما آنها را با خدا در میان نهاده ام. گوشهای شما چندان از ستایش و نوازش مداحان پر و سنگین شده است که جایی برای صدای شاکیان ندارد. ولی من از شما بسیار متشکرم. شما گفتید که "حرمت نظام هتک شد" و آبروی آن به یغما رفت. باور کنید که در تمام عمر خود خبری بدین خوشی از کسی نشنیده بودم. آفرین بر شما که نکبت و ذلت استبداد دینی را اذعان و اعلام کردید شادم که آخر الامر آه سحرخیزان به گردون رسید و آتش انتقام الهی را برافروخت. شما حاضر بودید آبروی خدا برود اما آبروی شما نرود. مردم به دیانت و نبوت پشت کنند اما به ولایت شما پشت نکنند. شریعت و طریقت و حقیقت مچاله شوند اما ردای ریاست شما چین و چروک نخورد. اما خدا نخواست. دلهای سوخته و لبهای دوخته و خونهای ریخته و دست های بریده و دامانها ی دریده نخواستند و نگذاشتند.
ادامه مطلب
شدت هوس بازي در صورت هوگو چاوز:
يكي به اين آقا بگه نائومی کمپل به غير از مدل بودن براي بشريت كاري كرده يا جايزه نوبل گرفته !؟ كه با دست بوسي بخواي ازش تشكر كني!؟ شرم آوره كه جمهوري اسلامي با همچين آدم هايي اظهار برادري كنه قرعه كشي دختران ايراني در سفارت هم فقط از اينجور آدما ممكنه :

این مردک که با کودتا سر کار اومده و هنگام سفرش به ایران میلیونها نفر در ونزوئلا بر ضد ایشون توی خیابونها بودن و هنوز هم هستند.این دیکتاتور! بعد از اینکه همراهانش با کفش در صحن مطهر امام هشتم قدم می زدن و می خندیدند ،گواهی داد که امام عصر با عیسی مسیح ظهور خواهد کرد سپس به ایتالیا رفت تا فیلم "جنوب مرز" ساخته "الیور استون" در جشنواره ونیز رو ببینه و ...
ادامه مطلب
سام هيث که به او «سام سام حبابي» لقب داده اند هفته گذشته اعلام کرد سرانجام و بعد از 20 سال کوشش توانسته بزرگ ترين حباب جهان را بسازد و انتظار دارد نامش در کتاب رکوردهاي گينس ثبت شود. آري درست خوانده ايد، 20 سال براي ساختن حباب. او از اينکه سرانجام به چنين مقامي دست يافته خوشحال است و تنها مانده اينکه خبرنگاري او را در برابر اين پرسش قرار دهد که بعد چه خواهد شد.

سام اگر خيلي صادق و حاضرجواب باشد، راست و درست خواهد گفت هیچ جز یک حباب بزرگ که عکس اش در نشريات جهان چاپ شده است، يا اگر طبع شوخ داشته باشد شايد جواب بدهد؛ همين که شما آمده ايد با من مصاحبه کنيد. همين که نامم بر سر زبان هاست. اما فقط سام نیست کساني هستند که حباب را مي سازند و همين دستاورد را هم ندارند.
ادامه مطلب
این آلبوم خیلی کمیاب هست برای حمایت از استاد پیشنهاد می کنم این آلبوم رو خریداری کنیم و به عزیزانمون هدیه بدیم.
استاد بدونند که هنرمند متعهد در جان و دل مردم جا داره.
برای داونلود راست کلیک کنید و Save Target As

زبان آتش
تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.
برادر! ای برادر ! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.
تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟
گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را برادر جان
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست…
اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار،تفنگت را زمین بگذار،تفنگت را زمین بگذار…
اللهم عجل لولیک الفرج
در اين تصوير سخنگوي دولت شهيد رجايي ( بهزاد نبوي ) را با دمپايي در نقش متهم برانداز در دادگاه مي بينيد.
دادگاهي که عاملينش خود را رجايي دوم مي دانند.احتمالا اگر رجايي هم زنده بود ....

یار امام راحل و سخنگوي دولت شهيد رجايي با دمپايي در نقش متهم برانداز در دادگاه !!!
کجایید ای شهیدان خدایی؟
دکتر غلامحسين الهام وزير دادگستری و سخنگوی دولت و عضو فقهای شورای نگهبان
در جمع مسئولان قوه قضائيه در خصوص لايحه تقديمی توسط دولت به مجلس که هر گونه ساخت و انتشار تصاوير و فيلمهايی را که به روسای سه قوه منتصب و حاوی مطالب توهين آميز تشخيص داده شوند تشريح کرده
و سپس با نام بردن ازچند نرم افزار کامپيوتری به سازندگان اين آثار يادآورشد که مسئولان اشراف کامل به اين نرم افزارها داشته و از نحوه سوءاستفاده آنها آگاهند .
وی با نام بردن ازنرم افزار " پی هو توشوپ " به عنوان مثال از مجلس خواستار تصويب اين لايحه شده که در اين هنگام با خنده برخی حضار مواجه و يکی از معاونين با دادن ياداشتی نام صحيح اين نرم افزار را متذکر ميشود. “ PHOTOSHOP ”
سوال کنکور ۱۳۹۹:
آقای غلام الهام از چه دانشگاهی با مدرک دکترا فارغ التحصیل شد؟
الف ) این بنده خدا ادعایی نداره همون الهام صداش کنی خوششم میاد.
ب ) همونجایی که کردان وزیر مخلوع ا.ن. مدرک گرفت .
ج ) اصلا مهم نیست وزیر متعهد باشه کافیه نیازی به تخصص نیست.
د ) دانشگاه الامه تباتبایی
خوش اقبالی آنکه تجاوز کرد بد اقبالی آنها که مچ گرفتند!
شش دانشجوی دانشگاه زنجان به جرم افشای تجاوز معاون امور دانشجوئی دانشگاه زنجان به یکی از دختران دانشجوی این دانشگاه به یکسال تا یکسال و 4 ماه زندان محکوم شدند. این محکومیت، سرانجام پس از نزدیک به دو سال خرید فرصت و در گرماگرم سرکوب های امنیتی اخیر اعلام شد. معاون امور دانشجوئی که مچ او را در اتاق کارش، هنگام حمله به یکی از دختران دانشجو برای تجاوز به وی گرفته شد و فیلم آن روی شبکه یوتیوب قرار گرفت "حسن مددی" نام داشت. پس از رسوائی این ماجرا، دختر دانشجو را مجبور کردند صیغه وی شود و دانشجویانی که مچ مددی را در اتاق کارش گرفته بودند تحت پیگرد قرار گرفتند. مددی از زنجان به تهران منتقل شد و برای مدتی در وزارت کشور مشغول به کار شد و اخیرا نیز گفته می شود به وزارت علوم منتقل شده است. گویا سمت مدیرکلی و یا معاونت نیز به وی داده و یا قراراست بدهند!
بهرام واحدی، سورنا هاشمی، آرش رایجی، پیام شکیبا و محمد حسن جنیدی، از جمله دانشجویان مچ گیری حسن مددی به یک سال زندان و علیرضا فیروزی که فیلم را گرفته بود به یک سال و چهار ماه زندان محکوم شدند.
(اسلام از اینجا ضربه می خورد نه از علوم انسانی. و آن که به دختران بازداشتی تجاوز کرده و آنها را کشته، تعلیم یافته نظامی است که معاون دانشجوئی اشت حسن مددی است!)
.
و "خواجه نصیر الدین " دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است :در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز
به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟
من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم .خواجه نصیر الدین فرمود :ای شیخ تو کوششها در دین مبین کرده ای و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را می دانی . و همانا محمد و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته اند و از بامداد که مومن از خواب بر می خیزد تا نگامی که شبانگاه با بانویش همبستر می شود , راه بر او شناسانده شده است ..اما چه سری است که هیچ کدام از ایشان ذره ای بر اخلاق نیستند و بی اخلاق ترین مردمانند وآنکه اخلاق دارد نه از مسلمانی اش که از وجدان بیدار او است.من بسیار سفرها کرده ام و از شرق تا غرب عالم و دینها و آیینها دیده ام . از "غوتمه ( بودا ) "در خاورزمین تا "مانی ایرانی" در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می زیند و هرگز بر دشمنی و عداوت نیستند .آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی می دانند و معتقدند آنکه خود بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزئیات اخلاقی همچون مسلمانان ندارد
.اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ ؟ در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان " اما " و " اگر " دارد . در اسلام تو را می گویند : دروغ نگو ... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست .غیبت مکن ... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست. قتل مکن ... اما قتل نامسلمان را باکی نیست .تجاوز مکن ... اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست . و این " اماها " مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند .و راز نابخردی و پستی مسلمانان در همین است ای شیخ کسلان ....
اسرار اللطیفه و الکسیله
در این چند روز بعضی از دوستان بعد از شنیدن صحبتهای هاشمی در جلسه ی تشخیص مصلحت مواضع تندی گرفتن و حتی طرح عبور از هاشمی مطرح شد که درست همون چیزیه که کودتاگران میخوان. من 10 دلیل میارم که هاشمی با ماست و شک نکنین به این مسئله...ضمن اینکه ما هم نباید مهره های ارزشمند خودمونو از دست بدیم.حالا میخواد هاشمی باشه یا موسوی یا کروبی. 1) هاشمی در زمان انتخابات موضعش رو صریح اعلام نکرد ولی کاملا مشخص بود و بهتره یادمون نره که فائزه و مهدی هاشمی فرزندان ایشان چگونه از میر حسین موسوی , جانی و مالی حمایت کردن. 2)در نماز جمعه ی معروف به یاد بیارید مثالهایی رو که از حضرت علی در باب حکمرانی بر مسلمین آورد..اونایی که باید بفهمن فهمیدن که خطاب ایشان به چه کسی بود. 3)یادمون نره در جواب الله اکبر های ما در حمایت از سخنانش گفت «من که دارم بهتر از شما حرفتونو میزنم پس شعار ندید تا ادامه بدم.» 4)در همون نماز جمعه با بغض گفت« زندانیایی که با این اسم دستگیر شدن آزاد کنید تا برن به خانواده هاشون برسن.» 5)به صدا و سیما اعلام کرد «برنامه ای بذارید تا کاندیداهای معترض و برنده بیان بشینن دلیل و مدرک خودشونو بگن و بعد مردم خودشون تصمیم میگیرن حق با چه کسیه.» 6) در همون نماز جمعه برید بشمارید ببینید هاشمی چند بار اسم رهبر رو آورد...یک بار.. اونم گفت « از فرصتی که رهبری(فقط گفت رهبری) در اختیار شورای نگهبان گذاشت متاسفانه خوب استفاده نشد.» 7) یادتون نرفته که گفت «یه عده ی زیادی از مردم کشورمون به نتیجه ی انتخابات معترضن و باید اعتماد اونها رو جلب کنیم.» 8)در مراسم تنفیذ شرکت نکرد. 9)و در مراسم تحلیف هم شرکت نکرد... استحضار دارید که شرکت نکردن رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و ریاست مجلس خبرگان در مراسم به این مهمی چه معنی داره!!.. 10) و دیروز هم که فایل صوتی صحبتاشو درجلسه ی تشخیص مصلحت تو سایت شخصیش گذاشت. در توضیحشم نوشته« به دلیل روشن شدن افکار عمومی از بعضی شبهه هایی که در این مورد به وجود اومده » و نکته ی اصلی هم همینجاست , قسمتی از حرفاش که ما در موردش مشکل داشتیم اصلا وجود خارجی نداره یا به اون شکلی نیست که تو رسانه ها مطرح شد... دوستان!! ما فعلا به چنین مهره های ارزشمندی که کم یا زیاد بالاخره از ما حمایت میکنن نیاز داریم...باید باهوش بود..حذف هاشمی از لیست ما, ضربه ی چندانی به اون نمیزنه ولی مطمئن باشید ما رو از یه اهرم تاثیر گذار و پر قدرت در راس نظام محروم میکنه.روز قدس با حضور هاشمی رو فراموش نکنید. گاهی برای رسیدن باید ایستاد..
بالاترین
فیلم اعتراف به کارگردانی حسن طائب و تهیه کنندگی سعید مرتضوی در هیچ جشنواره ای زرشک هم نمی برد. مثل فیلم فارسی که آخرش همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود و همه عروسی می کنند در فیلم کذایی اعتراف هم همه به خوبی و خوشی عذر خواهی می کنند و زندگی شیرین می شود و همه از عضویت در حزب های مسله دار استعفا می دهند و مملکت گل و بلبل می شود . شهری که برای دوتار موی رها، پایه های اسلام می لرزذ و از حوزه و مراجع صدها فتوا صادر می شود اما برای تجاوز به دختران و پسران صدا از این حضرات در نمی آید همان به که بازار اعتراف اصلاح طلبان داغ باشد و آرام آرام به حضرات بگویند قدرت پیشکش ، سیاست پیشکش ما به جنبش و جامعه بر می گریدم و از احزاب هم استعفا می دهیم. به گمانم استعفای دو سعید ( حجاریان و شریعتی ) به ابقای دو سعید دیگر (عسگر و مرتضوی ) شرف دارد و بیش از این ها حق اش نیست که ما و رسانه های محدود مان مشغول دامی باشیم که اقتدار گرایان چیده اند. یعنی مشغول شدن به اخبار دادگاه و کابینه و هلو. باید خبرهای مهمتر را پیگیر بود . باید داستان های دردناک تجاوز و دفن شبانه را پیگیر بود . این هم سهم من برای به فراموشی سپردن دادگاه امروز که در راه سبز (جرس) نوشتم: دادگاه، زندان، اعتراف، انفرادی، شکنجه، تعرض، باتوم برای زدن، باتوم برای تجاوز کردن، زندان برای ترس و تنبیه، زندان برای تحقیر، ترور شخصیت در تلویزیون، بزرگان در لباس های مخصوص زندان، مجری ها در لباس های مخصوص بازجویان. خانواده هر روز بی قرارتر از دیروز، کروبی و موسوی نیز افشاگر تر از هر روز. آنقدر قصه و حدیث درد می بارد از خانه که همه انگار یادشان رفته است انتخاب احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور ایران، به جز زندان و زندانی، کشته و قربانی هم داده است، قبرهای دسته جمعی هم به خود دیده است، بهشت زهرا و عزای پنهانی هم داشته است. یعنی این روزها تا آنجا که در توان دولت و رسانه های ملی و غیر ملی و نماندگان مجلس و تریبون های نماز جمعه می گنجد، خبر از تکذیب تجاوز بود و انکار شکنجه. به گزارش مجلس و دولت و صدا وسیما؛ « حال همه زندانیان خوب است و جملگی در زندان دچار تحولات فکری شده اند و اقرار بر پیروزی باشکوه احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری ایران کرده اند و معترف شده اند که تقلب قصه ای بیش نبود». اما ناگهان تصاویری از قطعه ۳۰۲ بهشت زهرا بر سایت رسمی جبهه مشارکت ثبت شد و بار دیگر به یاد همه مردم شهر آورد که بازجوها به جز تجاوز مشغول زنده به گورکردن زندانیان نیز هستند. شاید زنده به گور کردن واژه غریب و غلو آمیزی به نظر آید اما وقتی در پرس و جوی های مکرر خانواده هایی که سراغ گمشده های خود را می گیرند به آنها گفته می شود که عزیزانشان در زندان هستند و خبری از مرگ و جنازه هم نمی دهند، آنگاه برای همان خانواده ها قبر و مقداری عدد بالای مشتی خاک و گل ، چگونه می تواند معنای «مردن » را برایشان تداعی کند؟
به زودی در این وبلاگ به بررسی شخصیت و زندگی "سعید مرتضوی" دادستان تهران خواهیم پرداخت.
مسیح علی نژاد